پس از جنگ جهانی دوم، یک دختر ساده و بی تکلف به یک گروه تئاتر در لیورپول ملحق می شود. در طول تولید یه نمایش پیتر پن، او به سمت تاریکی کشیده می شود و...
در انگلیس اوایل دهه 30، "فلورا پست" بیست ساله که به تازگی پدر و مادر خود را از دست داده و تنها به همراه 100 پوند در سال برای زندگی نزد اقوام دور خود می رود.همه در آن مزرعه سردرگم هستند اما او تلاش می کند همه چیز را مرتب کند...
آلبرت انیشتین به جوانی عاشق کمک میکند تا برای تحت تاثیر قرار دادن دختر مورد علاقه خود ، خود را جای یه فیزیکدان بزرگ جا بزند.
با زیرنویس چسبیده
داستان سه برادر و پدرشان که سال ۱۹۰۰ در بیابانی دوردست در امریکا زندگی می کنند، و اینکه چگونه زندگیشان با طبیعت، جنگ، پیشینهشان و عشق آمیخته است.
«عمار» و «پرم» دو رقیب عشقی هستند که هر دو یک دختر را دوست دارند، با این حال سعی دارند او را از خطراتی که از سوی یک تبهکار شرور تهدیدش می کنند نجات دهند...
روزی شاهزاده جوان با دوستانش برای شکار به دریاچه میرود قوی زیبا و عجیبی را میبیند و با تعقیب ان متوجه میشود ان قو دختر زیبا و جوانی بنام ادت هست که با طلسم جادوگری در هر طلوع تا غروب افتاب به شکل قو در می اید...
دیچ مربی چتر بازی است. یک روز یک زن نزد او می رود تا تحت آموزش قرار گیرد . روز آموزش با هواپیما به آسمان می روند تا بپرند . ولی موقعی که دیچ برای هماهنگ کردن نزد خلبان می رود و باز می گردد متوجه می شود که کریس به پایین پرتاب شده است دیچ برای نجات وی خود را به پایین پرتاب می کند ولی قادر به نجات او نمی شود...
با زیرنویس چسبیده
فیلم بر روی سه شهروند که ناخواسته در یک آپارتمان مشترک ساکن می شوند تمرکز می کند.”می” یک مامور مشاور املاک که از شغلش برای روابط نامشروع خود استفاده می کند،”آه جونگ” معشوق فعلی او و “هایسو آنگ” که کلید آپارتمان را ربوده و وارد آن می شود...
«ماريو» (ترويزي)، پستچي ساده و کم بضاعتي در يک جزيره ي مديترانه اي است که زندگي اش به واسطه ي آشنايي با «پابلو نرودا» (نوآره)، شاعر شيليايي تبعيدي دگرگون مي شود. پس از رفتن «نرودا» از محل، «ماريو» که ذوق شعري در خود کشف کرده و چشمش بر زيبايي هاي شاعرانه ي محيط و مردمان پيرامونش باز شده، وارد فعاليت هاي سياسي مي شود...
در دير دورافتاده اي در مرز مقدونيه و آلباني، کشيشي جوان (کولن) به دختري (ميتفسکا) که از دست مرداني مسلح گريخته پناه مي دهد. چهره ها: لندن. «الکساندر» (سره بدزيا)، عکاسي معروف خبري و جنگي اهل مقدونيه از دوستش «آن» (کارتليج) مي خواهد که در سفر به زادگاهش او را هم راهي کند. اما زن مي گويد که به خاطر همسرش (ويلي يرز) نمي تواند. تصاوير: «الکساندر» به ده زادگاهش درمرز مقدونيه و آلباني مي رود. اما مردم او را نمي پذيرند.