"گلن هلند" موسیقیدان و آهنگسازی است که برای پرداخت اجاره خود اقدام به آموزش دادن می کند.او تلاش می کند تا به هدف واقعی خود مبنی بر ساختن یک کار بزرگ که نشانی از او برای همیشه بر جای بگذارد برسد...
سال 1827. پس از دفن جسد «لودويگ و ان بتهوون» (اولد من)، «آنتون شيندلر» (کرابه)، دوست و ناشر آثارش نامه اي در کشوي ميز تحريرش پيدا مي کند که در آن، همه ي دارايي معنوي و آثارش را به زني مجهول که او را محبوبه ي ابدي اش خوانده، تقديم کرده است. «شيندلر»، تنها از سر کنجکاوي براي کشف اين تنها نکته ي مجهول زندگي «بتهوون»، جست و جوي خود را آغاز مي کند.
يک گروه ناموفق راک به نام «لون رينجرز» تصميم مي گيرند گرداننده هاي ايستگاه محبوب راديويي شان، KPPX را به گروگان بگيرند و از آنان بخواهند نوارشان را پخش کنند...
سه خواننده- «تيک / ميتسي» (ويوينگ)، «آدام / فيليشيا» (پپرس) و «برنادت» (استامپ)- سوار بر اتوبوس مدرسه ي پر نقش و نگاري که «پريسيلا» نام دارد، به مناطق دور افتاده ي صحراي استراليا مي روند و برنامه اجرا مي کنند.
وین دوباره بازگشته و اینبار تصمیم دارد با دوستش یک کنسرت راک ترتیب دهد. در همین حال رئیس دوست دخترش به او نظر دارد و وین باید هرچه سریعتر دوست دخترش را به لس آنجلس منتقل کند...
با زیرنویس چسبیده
این فیلم اولین قسمت از سهگانه فیلمهایی در مورد مشغلههای جامعه فرانسوی است و داستان زن یک آهنگساز را روایت می کند که با مرگ شوهر و فرزندش دست و پنجه نرم می کند.
میراندا پرسلی از نیویورک به نشویل می رود تا به یک آهنگساز تبدیل شود. در یک مصاحبه ناموفق او با جیمز رایت با استعداد آشنا می شود. در طول تنها چند روز آنها با هم ازدواج می کنند و...
داستان تینا ترنر، خواننده ستیزه جویی که شجاعت خود را بدست می اورد و شوهرش را که از او سو استفاده میکرد،رها میکند ...
با زیرنویس چسبیده
در اواسط قرن نوزدهم، «ايدا» (هانتر)، زن اسکاتلندي لال و دختر کوچکش «فلورا» (پاکويين)، به زلاند نو فرستاده مي شوند تا طبق قرارهايي که پدر «ايدا» گذاشته، او با «استوارت» (نيل)، زمين دار محلي ازدواج کند. «استوارت» از همان آغاز نظر خوشي به پيانوي بزرگ «ايدا» ندارد. در حالي که «جرج» (کايتل)، مباشر «استوارت» درخواست مي کند تا «ايدا» به او درس پيانو دهد و «استوارت» نيز رضايت مي دهد.