خاطرات تاریکِ یک روزنامهنگار زمانی که برای مصاحبه نزد یک خواننده راک زن می رود، دوباره زنده میشود و هر دو مجبور میشوند با اسرار دردسر ساز گذشتهشان مقابله کنند...
یک خواننده پانک راک آلمانی در تور آمریکا به همراه گروه خود، داستان زندگی خود و دوست پسر سابقش که آهنگهای او را سرقت کرده را تعریف می کند...
«سارا» آرزوی ستاره شدن در رقص باله را دارد، اما با مرگ ناگهانی مادرش تمام برنامه هایش بهم میخورد. او به همراه پدرش به محله سیاه پوست ها در طرف دیگر شهر نقل مکان و در مدرسه ای جدید شروع به تحصیل می کند. او که از معدود دانش آموزان سفید پوست آنجا است، با دختری بنام «کنیل» دوست شده و پس از مدتی با برادر او آشنا می شود...
"امیر کاستاریکا" در اوقات فراغت خود مشغول نواختن گیتار به همراه یک گروه ارکستر بود.فیلم نگاهی به تاریخ بیست ساله گروه و تلاش آنها برای مقابله با سانسور و نجات یافتن از تغییر و تحولات در بالکان را به تصویر می کشد...
یک نویسنده تلویزیونی آفریقایی-آمریکایی ناامید در اعتراض به نمایشی با چهره سیاه پیشنهاد می کند، اما با ناراحتی او، این برنامه به یک موفقیت تبدیل می شود....
یک کارائوکهباز حرفهای با دخترش دوباره ارتباط برقرار میکند و یک تاجر بیحوصله حومه شهر، از جمله داستانهای دیگر، خواننده کارائوکهای یاغی میشود....
با زیرنویس چسبیده
به یک پسر نوجوان دبیرستانی فرصتی داده شده تا برای مجله «رولینگ استون» در مورد یک گروه راک، مقالهای بنویسد، آن هم در حالی که قرار است به همراه این گروه راک به یک سفر برای اجرای کنسرت جدیدشان برود…
با زیرنویس چسبیده
فیلم برداشتی از کتابی نوشته "مایکل پروست" بوده و داستان غم انگیز عشقی شکست خورده در پاریس را روایت می کند...