"آرت بکشتیاین" این تابستان را آخرین تابستان عمرش می داند. پدر او از تبهکاران شهر است که همیشه انتخابهای او را مورد قضاوت قرار می دهد. در یک مهمانی او با "جین" آشنا می شود و...
: “پییر” رقصنده ای حرفه ای که از عارضه قلبی خطرناکی رنج می برد، در انتظار عمل تعویض قلب است که شاید زندگی دوباره به وی ببخشد، او کاری به جز نگاه کردن به مردم پیرامون خویش از بالکن آپارتمانش در شهر پاریس ندارد...
زامبی جوانی به نام اوتو در بزرگراه ظاهر می شود.او نمی داند از کجا آمده و به کجا می رود.پس از رفتن به برلین و مخفی شدن در پارکی متروکه او شروع به گشتن در شهر می کند و...
“ایوان” مردی است که از طریق نوشتن متن خداحافظی برای آنهایی که قصد خودکشی دارند، امرار معاش می کند. اما وقتی عاشق خواهر یکی از مشتریان خود می شود همه چیز به هم می ریزد...
فیلم در آینده ای نزدیک اتفاق می افتد که جهان تماماً حکومت نظامی شده و توسط مامورهای شرکت های ابرقدرت کنترل می شود. در این بین سه نفر جان خود را به خطر می اندازند تا به این نظام رخنه کنند...
در لندن، "جینا مکوی" به همراه دوست پسر خود "استفان چمبرز" برای پدر خود "جان مکوی" یک مهمانی تولد ترتیب می بیند. پس از اتفاقاتی او با اتومبیل خود تصادف کرده و بخشی از حافظه خود را از دست می دهد. بعدها او تصور می کند "استفان" مرد دیگریست و...
داستان روزهای آغازین ساخت شراب در کالیفرنیا را به تصویر می کشد که سال 1976 در مسابقات چشیدن شراب که به "قضاوت پاریس" معروف است شرکت می کند
نيويورک، سال 1994، نوجواني تنها ونااميد از زندگي، «لوک شاپيرو» (پک) در آخرين تعطيلات پيش از آغاز تحصيلات دانشگاهي به فروش مواد مخدر مشغول است. يکي از مشتريان «لوک» دکتر هيپي پا به سن گذاشته اي به نام «جف اسکوايرز» (کينگزلي) در عوض پرداخت پول روان درماني او را به عهده گرفته است. خيلي زود «جف» به نام دختري «اسکوايرز»، «استفاني» (ترلبي) دل مي بازد و زندگي اش در مسير تازه اي مي افتد.