با زیرنویس چسبیده
فیلم داستان جوان هفده ساله مو فرفری است که با ستاره فیلم سینمایی Carlitos کار می کند. او همواره از زندگی خود نا امید بود و حسرت زندگی دیگران را داشت تا اینکه…
داستان عشق عاشقانه در خیابان های سخت برونکس قرار دارد. یک دلال محسوب می شود که روز چهارشنبه نامیده می شود و بازی را از پدرش یاد می گیرد. هنگامی که او رفته است او به دنبال نگاه مادربزرگ خود و دختر نیکی است
با زیرنویس چسبیده
این فیلم داستان روث بیدر گینزبرگ را روایت می کند که برای تصویب قانون برابری مرد و زن و به تصویب رساندن آن بعنوان قانون در آمریکا از هیچ تلاشی دریغ نمی کند اما…
زنی که از به تازگی از زندان آزاد شده است نزد خواهرش میرود. او درمییابد که خواهرش با مردی آشنا شده که به او دروغ میگوید.
با زیرنویس چسبیده
«آنسوی باد» به روایت سرگذشت کارگردان کهنهکاری میپردازد که تلاش میکند با جهان پیرامونش و صنعت فیلمسازی پیشرفته کنار بیاید و خود را وفق دهد. مشکلات حقوقی و مالی در آن زمان مانع از اتمام ساخت این فیلم شد و پس از فوت وی در سال 1985، پروندهی این فیلم بسته شد. اما شبکهی نتفلیکس به بازسازی تصاویر موجود از این فیلم پرداخت و آن را جهت نمایش آماده کرد...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
یک دانشمند سعی دارد با استفاده از علم اعضای خانواده اش را که در تصادف جاده ای کشته شده اند به زندگی بازگرداند اما...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
این فیلم داستان زندگی خواننده اصلی گروه افسانه ای « کویین » یعنی فردی مرکوری و کنسرت مشهور آنان در سال 1985 می باشد.
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
با زیرنویس چسبیده
هکر جوانی به نام لیسبث و روزنامه نگاری به نام میکائیل متوجه می شوند که در دام مجموعه ای جاسوسی گرفتار شده اند که..
با زیرنویس چسبیده
همه چیز از باران و توفان آغاز میشود. پدری برای پسرش داستانی اسطوره ای را نقل میکند؛ داستانی به غایت غریب که اما خیلی زود باورش میکنیم. در چند بخش زندگی شخصیت اصلی را شاهدیم: در اوایل قرن بیستم با یک کودک و مادربزرگ وحشیاش که در روستایی به نام تومباد (Tumbbad) در زنجیر نگهداری میشود روبرو هستیم، اما این مادربزرگ راز گنج و محل آن را میداند. این پسر به هنگام ترک آنجا با مادرش به او قول میدهد که هیچ گاه به تومباد بازنگردد، اما در اپیزود بعد او بازگشته و راز گنج را از مادربزرگش میپرسد و این آغاز ماجرای پر پیج و خمی است که این مرد را به هزارتوی وحشتناکی میکشاند؛ هزار توی حرص و آز.