یک دختر با دو والدین عصبی و یک خانواده بزرگ که نمی توانند در مورد بهترین راه کمک به توافق برسند زندگی می کند...
هنگامی که یک زلزله شناس ، هشدار به وقوع زلزله ی ۱۲٫۷ ریشتری در سن آندرس می دهد ، کسی او را جدی نمی گیرد . حالا او می بایست خانواده ی خود را از شهر خارج کند ، قبل از اینکه شهر به ویرانه تبدیل شود …
در روز جمعه سیزدهم افرادی متفاوت در گرند کنیون با هم برخورد میکنند که شامل یک مرد آمریکائی همراه دخترش , یک وکیل , یک محصل جوان , و چند دانش آموز دبیرستانی میشوند .
یک زن مطلقه وقتی با مرد جوانی آشنا میشود که به نظر میرسد معشوقه دبیرستانیاش است که سالها قبل مرده است، این فرصت را پیدا میکند که گذشته خود را دوباره زنده کند...
جیب بری از وسط به دو نیم بریده می شود. دو پلیس به تنها مظنون ، جیمز ویلند (تیم روت) مشکوکند. بعد از مدتی، نقش ها تغییر می کند...