داستان فیلم، نگاهی شاعرانه دارد. بازیگران اصلی آن از هشت زن آفریقایی-آمریکایی تشکیل شده اند، هفت نفر از آن ها در نقش کسانی بازی می کنند که با یک رنگ شناخته می شوند ( مثل بانوی قرمز، بانوی آبی، بانوی زرد و ...)، هر کدام از آن ها هم با توجه به اسمی که دارند، شخصیت و مشکلات متفاوتی همانند عشق، دل کندن، تجاوز، خیانت و سقط جنین را نیز دارا می باشند.
کِی اوسانای به همراه همسرش کوزوئه و دخترش روری زندگی آرام و خوشبختی را تجربه میکنند، اما همسر و دخترش در یک تصادف جان خود را از دست میدهند. زندگی کِی ناگهان تغییر میکند. یک روز، مردی به نام آکیهیکو میسومی سراغ کِی می آید و به او میگوید که در روزی که کوزوه و روری درگذشتند، روری که برای کِی کاملاً غریبه بود، قصد دیدن او را داشته است. آکیهیکو درباره یک زن به نام روری ماساکی به او توضیح میدهد...
سه پلیس مارسی که از این کار کوچک خسته شده اند ، این شانس را دارند که یک شبکه بزرگ مواد مخدر را منهدم کنند...
یک جسد به صلیب کشیده شده که متعلق با قرن 1 میلادی می باشد را در غاری باستانی واقع در اورشلیم کشف می کنند و سراسر دنیا مشغول تحقیق بر روی این جسد می شوند...
ویکاریا یک نوجوان باهوش است که معتقد است مرگ بیماری قابل درمان است. او پس از قتل وحشیانه برادرش، سفری خطرناک را آغاز می کند تا او را به زندگی بازگرداند...
"چارلین یی" سفری را به دور آمریکا آغاز می کند تا مستندی در مورد موضوعی بسازد که به طور کامل درکش نمی کند: "عشق".
دو خواننده افسانه ای که نزدیک به بیست سال است به هم حرف نزده اند، برای گرامی داشتن رهبر گروه مرحوم خود می پذیرند در یک برنامه مشترک دست به اجرا بزنند...
مادربزرگ (تایلر پری) برنامهای میریزد برای تجدید دیدار خانوادهاش در همین دیدار سعی میکند بپردازد به حل مشکلات اعضای خانواده...
یک مرد هلندی که برای افتتاح یک برنامه غذایی به منظور کمک به کودکان نیازمند به مراکش سفر کرده بود، توسط گروهی تروریست ربوده شده و شاهد اعدام شدن راهنمایش در مقابل چشمان خود می شود و...