با زیرنویس چسبیده
«الیور» تنها چند ماه پس از فوت پدرش «آنا»ی بی ادب و غیر قابل پیش بینی را ملاقات می کند. این عشق جدید الیور را به یاد و خاطره ی پدرش می اندازد که ۴۴ سال زندگی مشترک داشته و تا ۷۵ سالگی زندگی پر هیاهو و هیجان انگیزی داشته همه باعث شده پدر و پسر بسیار به هم نزدیک شوند. و حالا الیور می خواهد با همان شوخ طبعی، شجاعت و امیدی که پدرش به او یاد داده با آنا شروع کند.
با زیرنویس چسبیده
فیلم بر اساس نمایش نامه ای از ویلیام شکسپیر نوشته شده است.. داستان در مورد زنی به نام پروسپرو است که توسط برادرش مورد خشم قرار میگیرد و به همراه دختر چهار ساله اش به یک جزیره دور افتاده فرستاده می شود و در جزیره پروسپرو باید با موجودات اهریمنی و با روح درون خود به مبارزه بپردازد.
با زیرنویس چسبیده
یک دختر دبیرستانی برای پیشرفت در روابط اجتماعی و وضع مالی، اجازه می دهد شایعات مختلفی در موردش بپیچد...
با زیرنویس چسبیده
داستان در مورد اعتصاب سال ۱۹۶۸ در کمپانی اتوموبیل فورد داگنهام است، جایی که کارکنان زن این مجموعه نسبت به تبعیض جنسیتی که آنجا ایجاد ایجاد شده، اعتراض می کنند...
یک تصادف کشنده باعث می شود یکی از افراد گروه در بیمارستان بماند، در حالی که بقیه عازم سفر تفریحاتی هستند. اما راز ها و دروغ هایی که بین افراد این گروه است، باعث می شود به مرور از هم رانده شوند...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
چولبال پاندی ( سلمان خان ) یک پلیس وظفه شناس هست که به تازگی به همراه همسرش “راجو پاندی، به شهری جدید در هندوستان ( کانپور ) منتقل می شود و میخواهد در آنهجا زندگی خوبی را آغاز کند اما در این شهر اتفاقات ناگواری مانند قتل ، ادم ربایی ، تجاور و .. اتفاق می افتد . . .
با زیرنویس چسبیده
مردی معمولی بنام «راین ویلسون» وقتی که همسرش تحت تاثیر یک قاچاقچی موارد مخدر قرار میگیرد، او خود را به شکل یک قهرمان در می آورد در حالیکه مهارت های یک قهرمان را ندارد...
با زیرنویس چسبیده
یک کمدی در مورد آقای زندی، یک مرد از لاپلند در شمال فنلاند، مردی است که حرفه ای را از زندگی در رفاه ساخته شده است. Inari، دوست دختر خود را، از ناتوانی آقای زندی از گرفتن گرفتن خسته است …
با زیرنویس چسبیده
نیک یک کارمند ساده است که به تازگی به الکل معتاد شده و در نتیجه از کار اخراج و تمام پس اندازش را نیز خرج کرده است. همسرش سامانتا که از دست او عصبانی است او را از خانه بیرون می کند و حالا نیک در چمن جلوی خانه اش زندگی می کند و سعی می کند تا به هر شکل ممکن دوباره خودش را باز بیابد و به زندگی عادی برگردد ضمن اینکه این مرد بی پول سعی می کند در همان حیاط خانه به شکلی به فروشندگی هر چیزی که دم دستش است بپردازد تا پولی جمع آوری کند…