داستان مردی به نام هه جو که حاصل یک رابطه خارج از ازدواج بوده. و هیچکس او را دوست ندارد، زیرا حتی خودش هم نمیداند پدر واقعیاش کیست. او به دلیل نداشتن خانواده، زندگی سرگردان و بدون هدفی دارد. روزی هه جو تصمیم میگیرد تا پدرش را پیدا کند و در این مسیر، جو جه می، نامزد سابقش، با او همراه میشود…
داستان در دهه ۱۹۷۰ اتفاق میافتد، بک گی ته مردی جاهطلب است که تشنه ثروت و قدرت است. جانگ گون یونگ دادستانی با غریزه حیوانی و سرسختی ترسناک است. جانگ گون یونگ در مواجهه با یک حادثه بزرگ، تمام تلاش خود را میکند تا بک گی ته را متوقف کند. اطرافیان آنها شامل لابیست چوی یو جی، بازرس او یه جین، بائه گئوم جی و دبیر کل چئون سوک جونگ هستند.
لی این در زمان ولیعهدی با کانگ هی سو آشنا و کاملا مجذوب او می شود. پس از مدتی لی این پادشاه و کانگ هی سو نیز یک جاسوس می شود؛ او برای گرفتن انتقام به پادشاه نزدیک می شود…
لی جه یون، سربازی است که بهتازگی وارد خدمت شده و احساس نگرانی از آینده دارد. نامزد او، کانگ یونگ جو، یک کارمند تازهکار است که در دوران دانشگاه به “الهه مهندسی” معروف بود. با شیوع ویروسی که انسانها را به زامبی تبدیل میکند، آنها تلاش میکنند در خیابانهای خطرناک سئول که پر از زامبیهاست، به هم برسند.
کمدی-عاشقانهای پرانرژی و پر از لحظات طنز، درباره بازیگری که از نقشهای تکراری خسته شده و خبرنگاری سیاسی که بهناچار وارد دنیای سرگرمی میشود. برخورد این دو شخصیت متفاوت، آغازگر رابطهای غیرمنتظره و پر از کشمکشهای شیرین است
در قلب دهه هشتاد، جونگ هی ران یه بازیگر بی اعصابِ زیر حرف زور نرو از بازی کردن نقش "مادام اما" کنار گذاشته میشه این نقش به یکی دیگه میرسه حالا یه کارگردان تازه وارد میخواد "مادام اما" رو دوباره به زندگی برگردونه حالا باید ببینیم توی این طوفان قدرت ها و جاه طلبی ها کی زنده بیرون میاد...
یک مرد معمولی که قدرت فوقالعادهای را به ارث برده، متوجه میشود که شیطان بزرگتری میخواهد قدرتش را بدزدد. اما نکتهی جالب این است که با هر بار استفاده، پول از کیف پولش خالی میشود.
لی سو گون، اون جی وون و کیو هیون، هنرمندان کرهای، سفری غیرقابل پیشبینی را در کنیا آغاز میکنند و در حین کاوش در مناظر نفسگیر آفریقا، خندهها و دوستیهای واقعی را با هم به اشتراک میگذارند.
بک آ جین که دوران کودکی پر از خشونت خانگی داشته، یاد گرفته احساساتش را پنهان و دیگران را کنترل کند. او حالا با زیبایی و استعدادش تبدیل به یک ستارهی مشهور شده، اما روی تاریک و خطرناکی هم دارد. تنها کسی که همیشه کنارش بوده “یون جون سو” است؛ مردی که همهچیزش را برای او گذاشته، ولی در نهایت تصمیم میگیرد آ جین را نابود کند...
زندگی استاد روانشناسی اون سو هیون، پس از مرگ پسر خردسالش کاملا تغییر می کند. پس از آنکه مسئول مرگ پسرش توسط قانون بخشیده می شود، تصمیم می گیرد خودش دست به کار شود…