با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
۱۴۰۸ اتاقی در یک هتل به نام دلفین است. هرکس به این اتاق وارد شود به هیچ عنوان باز نمیگردد. یک نویسنده مغرور که به مسائل ماورای طبیعی اعتقادی ندارد وارد این اتاق میشود تا به همه ثابت کند هیچ چیز خاصی در آن نیست، ولی...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
یک گروه تروریستی که اصل عملکرد آن ها بر روی اینترنت است وارد به مرکز کنترل کل نیویورک شده و به نوعی تمام تلوزیون، آب و برق و گاز و مخابرات شهر را تحت کنترل خود در می آورد و دیگر هرگونه عکس العمل را از دیگران سلب می کند. افسر پلیس «جان مکلین» به همراه هکر جوانی سعی در نفوذ در این گروه و جلوگیری از خراب کاری های این گروه را دارد.
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
چهار شگفت انگیز با موجودی قدرتمند معروف به موج سوار نقره ای روبرو می شوند و پی می برند که آن ها تنها موجودات با قدرت های خارق العاده در کهکشان نیستند.
با زیرنویس چسبیده
استاد تاریخ، «جان الدمن» بطور غیر منتظره ای از کارش در دانشگاه استعفا می دهد و قصد رفتن از شهر را دارد. همکارانش به خانه او آیند و او را تحت فشار می گذارند تا دلیل این کارش را بفهمند. آن ها از شنیدن دلیل او شوکه می شوند: جان الدمن ادعا می کند که عمری جاویدان دارد و 14 هزار سال است که روی زمین زندگی می کند، به همین خاطر نمی تواند بیشتر از 10 سال در یک مکان بماند...
آن گرانت لرد که در بستر افتاده و خود را رو به موت مي داند، تصميم مي گيرد تا راز بزرگ زندگي اش را با دخترانش - کنستانس و نينا- در ميان بگذارد...
با زیرنویس چسبیده
سه دختر جوان آمریکایی به اسامی بت ، وینتی و لورنا که در اروپای شرقی در حال مسافرت و خوش گذارنی هستند با دختر اروپایی زیبا و بلند قدی به اسم الکس آشنا می شوند . دخترها با وسوسه الکس تصمیم می گیرند به مسافرخانه ای در حومه شهر بروند اما این مسافرخانه همان مسافرخانه ای است که قاتلان یک سازمان مخوف زیرزمینی ، مسافران را شکار کرده و بقتل می رسانند...
ضمیمه روحیه یا طرزفکر یک عصر یا دوره،تلاش می کند راه حالی برای علل ریشه ای این فساد اجتماعی فراگیر پیدا کند....
"فیلیکس بونهوفر" فیلمنامه نویسی سالخورده در دو دنیا زندگی می کند، در واقعیت و دنیای درونی خودش. او در حالیکه بر روی فیلمنامه یک داستان مرموز و جنایی کار می کند، متوجه می شود که شخصیتهای داستانش پا به دنیای واقعی گذاشته اند و...
با زیرنویس چسبیده
اواخر دهه ي 1980. «بابي» (فينيکس) و «جوزف» (والبرگ) دو برادر هستند که راهشان از هم جدا شده است. «جو» در ادامه ي راه پدرش، «برت» (دووال) وارد پليس نيويورک شده است ولي «بابي» اداره ي يک کلوب شبانه در بروکلين را به عهده دارد. مالک کلوب او يک قاچاقچي مواد مخدر (موشونوف) است که با مافياي روسي ارتباطاتي دارد. «جو» و گروه ضربت شبي به کلوب حمله مي کنند و خيلي زود «جو» کشته مي شود...