با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
دالاس کانتي، هالووين سال ۱۹۶۳. حول و حوش سفر مرگ «کندي» به تکزاس، يک زنداني فراري به نام «بوچ» (کاستنر)، پسر بچه اي به نام «فيليپ» (لاودر) را به گروگان مي گيرد. اما خيلي زود رابطه اي نزديک ميان اين دو شکل مي گيرد، اما این در حالی است که یک کلانتر پر افتخار (ایستوود) به همراه گروهش به دنبال این فراری هستند...
یک دانشمند به دوران ماقبل تاریخ بازمی گردد و به دایناسورها با غلات جادویی تغذیه می کند که هوش آنها را افزایش می دهد - سپس آنها برای یک سری ماجراجویی های خنده دار در شهر مدرن نیویورک فرود می آیند....
با زیرنویس چسبیده
سن فرانسيسکو. «دانيل هيلارد» (ويليامز) که همسرش، «ميراندا» (فيلد) از او جدا شده، فقط اجازه دارد که روزهاي شنبه بچه هايش را ببيند. او خيلي زود به اين نتيجه مي رسد که براي حضور بيشتر در کنار بچه ها، بايد خود را به شکل يک خدمتکار زن درآورد و به استخدام در همسرش دربيايد...
زندگی برای "باب جونز" به خوبی پیش می رود. شغل عالی، همسر زیبا و عاشق و بچه ای که در راه است. او متوجه می شود که بیماری سختی دارد که تنها چند ماه فرصت زندگی دارد. به همین دلیل او شروع به ضبط فیلمی برای بچه اش می کند که در آن به او نصیحت و راه های زندگی را می آموزد. او سپس برای آخرین بار به سفری می رود که...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
«کارلیتو»، دلال مواد مخدر، به سی سال زندان محکوم می شود، اما با تلاش وکیلش، «دیو»، پس از پنج سال آزاد می شود و تصمیم می گیرد سراغ کارهای خلاف نرود. اما دیو که با یکی از موکلانش، یک مافیایی به نام «تالیالوچی» درگیری پیدا کرده، پای «کارلیتو» را به میان می کشد…
جیمز و مولی خانواده خود را با پذیرفتن یک سگ خیابانی و یک سگ پشمالو که با یکدیگر صحبت می کنند گسترش می دهند. در همین حال، شغل جدید جیمز به او نیاز دارد که زمان بیشتری را با کارفرمایش سامانتا بگذراند...
داستان فیلم درباره یک کتاب است که داستان های ترسناک درونش گنجانده شده که توسط راهبه ها محافظت میشود. فردی این کتاب را به سرقت می برد و...
یک پلیس وکیل که افراد را دستگیر و سپس از آنها دفاع می کند، در زندگی شخصی خود توسط سه زن جذاب حواسش پرت می شود...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
انگلستان، اندکي پس از پايان جنگ جهاني دوم. يک ديپلمات سابق امريکايي به نام «لوييس» (ريو)، عمارت بزرگ «لرد دارلينگتن» فقيد را مي خرد که آقاي «استيونز» (هاپکينز) پير، سرپيشخدمت آن است. او به «استيونز» مرخصي مي دهد تا به ديدن «خانم کنتن» (تامپسن)، مستخدمه ي قديمي اين عمارت برود و از او بخواهد سر کار قبلي خود برگردد...