با زیرنویس چسبیده
متخصص اطفال "الکساندر بک" همسر خود "مارگات بک" را از دست می دهد.او 8 سال قبل به طرز وحشیانه ای به قتل رسیده بود و "الکساندر" مضنون اصلی پلیس بود.وقتی دو جسد نزدیک جائی که "مارگات" انداخته شده بود پیدا شد پلیس دوباره پرونده را باز کرد و "الکساندر" مضنون اصلی شد.ماجرا وقتی پیچیده شد که او ایمیلی دریافت کرد که نشان می داد "مارگات" زنده است..
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
موشى که در یک آپارتمان در لندن زندگى پررفاهى دارد، یک روز تصادفى به درون سسیتم زیرزمینى شهر پرت مى شود.
"کیتی" جوان درخواست یک اسب وحشی برای خود می کند تا بدین وسیله به پدرش ثابت کند می تواند یک روز مزرعه خانوادگی شان را اداره کند...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
در اواخر قرن نوزدهم در لندن، رابرت انجیر، همسرش جولیا و آلفرد بوردن بعنوان دستیاران یک شعبده باز باهم کار می کنند. جولیا بر اثر یک تصادف در حین اجرا جان میدهد و رابرت، آلفرد را بخاطر مرگ همسرش سرزنش می کند و رابطه دوستانه بین آنها جایش را به دشمنی میدهد. بعد از مدتی هردو شعبده باز هایی مشهور، و رقبایی سرسخت برای یکدیگر می شوند و در اجرای یکدیگر خرابکاری می کنند. وقتی آلفرد یک حقه ناب را روی صحنه اجرا می کند، رابرت غرق در تلاش برای فاش کردن راز رقیبش می شود و این کار او عواقب غم انگیزی را به دنبال دارد.
با زیرنویس چسبیده
پس از شروع جنگ آلمان و فرانسه عده ای جوان برای شرکت در جنگ وارد جوخه هوایی لاوایت میشوند رونیلز (جیمز فرانکو) که یکی از خلبانهای موفق جنگهای هوایی میباشد در یکی از ماموریتها با دختری بنام لوسین (جنیفر دکر) آشنا میشود و...
با زیرنویس چسبیده
داستان این فیلم در باره آرکان گرایی به نام ویلیام ویلبرفورس است که تالاش میکند تا از طریق پارلمان تجارت برده و برده داری را در بریتانیا از بین ببرد...
با زیرنویس چسبیده
ویل آرشیتکتی موفق است که با معشوقش لیو و دختر وی در محلات مرفه نشین لندن زندگی می کند. او و شریکش سندی که موفق به گرفتن پروژه ای عظیم شده اند دفتری در محله نسبتاً فقیر نشین لندن به راه می اندازند. اما به زودی دفتر مورد سرقت واقع شده و...
سال ۱۹۸۳. داستان در مورد پسربچه بدبختی است که در انگلستان زندگی می کند. او بعد از یک دعوای خیابانی، با گروهی از نژادپرستان ولگرد آشنا می شود. آن ها تبدیل به بهترین دوستان او و حتی همچون خانواده جدیدش می شوند...
با زیرنویس چسبیده
اونتاريو. «فيونا» (کريستي) و «گرانت» (پينست) پس از چهل و چهار سال زندگي مشترک حالا بايد از يک ديگر جدا شود. چرا که «فيونا» دچار آلزايمر شده و بايد به آسايشگاه سپرده شود. پس از يک قرنطينه ي سي روزه، وقتي «گرانت» به عيادت «فيونا» مي رود از وضعيت او جا مي خورد: «فيونا» نه فقط او را به جا نمي آورد بلکه علاقه و محبت خود را معطوف ساخته به بيمار ديگري (مورفي) که روي صندلي چرخدار است....
با زیرنویس چسبیده
بعد از یک جدایی دردناک «بن» دچار بی خوابی می شود و برای گذراندن شب های طولانی، او در سوپرمارکت محل تا دیر وقت کار میکند. جایی که تخیلات وحشیانه او محل جولان می یابند…