با زیرنویس چسبیده
هر بدنی از تعداد بیشماری سلول تشکیل شده که مثل یک ارتش منظم عمل میکنند. هر کدام از این سلولها وظیفه خاص خود را دارد. هدف نهایی و هماهنگ همه این سلولها این است که کل بدن یا موجود زنده بتواند به فعالیت خود ادامه دهد و زنده بماند.
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
یک افسر سازمانی امنیتی باید در زمان سفر کند تا زندگی اش را از دست یک سیاستمدار که در گذشته اش گره ایجاد کرده نجات دهد...
با زیرنویس چسبیده
پنج برخورد همزمان ـ اما با اختلاف ساعت طبيعي ميان کشورهاي مختلف ـ در پنج شهر دنيا ميان راننده هاي تاکسي و مسافران شان رخ مي دهد.
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
در کشوري در آسياي جنوب شرقي، يک نظامي نيمه ديوانه به نام «ژنرال بيسون» (جوليا) گروهي از امريکايي ها را به گروگان گرفته است. سه گروه در پي نفوذ به مقر اين ديکتاتور هستند: «سرهنگ کاماندو، ويليام گيل» (وان دام) و يک گروهان نظامي؛ يک گروه تلويزيوني به سرپرستي قهرمان ورزش هاي رزمي، «چون لي» (ون) که قصد گرفتن انتقام قتل پدرش را از ژنرال دارد؛ و دو مأمور اخراجي سازمان سيا که هر دو قهرمان ورزش هاي رزمي هستند...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
مومونگا، که اکنون به عنوان پادشاه جادوگر اینس اوال گاون شناخته میشود، با گردآوری پادشاهی جادوگر و ارتش عظیم مردگان خود، به اتحاد با پادشاهی مقدس و تئوکراسی سلین پیوست تا در نبردی سخت، امپراتور شیطان جالدابائوت را شکست دهند. این انیمه سینمایی بخش حذف شده از فصل چهار را پوشش خواهد داد.
با زیرنویس چسبیده
نيويورک، اوايل دهه ي 1950. «بيل لي» (ولر) از نوعي ماده ي مخدر استفاده مي کند که اعتقاد دارد در کار نويسندگي به او کمک مي کند. سرانجام «بيل» تصادفا همسرش، «جون» (ديويس) را مي کشد...
با زیرنویس چسبیده
در آیندهای نزدیک در توکیو، در حالی که خطر وقوع زلزلهای مهیب وجود دارد، شوخی دو دوست با مدیر مدرسه پیش از فارغالتحصیلی، به نصب دوربینهای مداربسته در مدرسه منجر میشود...
ماتسوری تاکابایاشی بیست ساله متوجه می شود که به دلیل یک بیماری صعب العلاج تنها ده سال از زندگی اش باقی مانده است. او تصمیم می گیرد که به زندگی اش فکر نکند و عاشق نشود، اما در یک جلسه در مدرسه با کازوتو مانابه آشنا می شود...
با زیرنویس چسبیده
«جادي» (ويتاکر)، سرباز سياه پوست انگليسي را اعضاي ارتش آزاديبخش ايرلند مي ربايند و محکوم به اعدام مي کنند. «فرگوسن» (ري)، مأمور اجراي حکم، عامدانه به «جادي» مهلت فرار مي دهد. با اين همه «جادي» برحسب تصادف کشته مي شود. حالا «فرگوس» به لندن مي رود و سراغ «ديل» (ديويدسن)، دوست «جادي» را مي گيرد...