با زیرنویس چسبیده
نویسنده ای مشتاق به عنوان مسئول میز بازی در یک کازینو استخدام شده و پس از مدتی متوجه می شود که زندگی جدیدش می تواند یک موضوع خوب برای رمان جدیدش باشد…
«ماتکو» (سوردزان) با پسر هفده ساله ي خود، «زاره» (آيديني) در کنار دانوب زندگي مي کند. او پس از يک بدبياري تجاري، به آدم تبهکار و پولداري به نام «دادان» (تودورويچ) بدهکار مي شود. «دادان» خواهري به نام «آفروديتا» (ابراهيمووا) دارد و مي خواهد او را شوهر بدهد. «ماتکو» و «دادان» قرار مي گذارند که «زاره» با «آفروديتا» ازدواج کند. اما «زاره» به دختر ديگري دل بسته است و «آفروديتا» هم منتظر مرد رؤيايي خويش است...
با زیرنویس چسبیده
"الکساندر" نویسنده مشهور به شدت بیمار است و خود را برای مرگ آماده می کند.او به طور اتفاقی با پسر بچه ای آشنا می شود که به طور غیرقانونی از آلبانی مهاجرت کرده است.او تصمیم می گیرد به پسر کمک کند تا به خانه اش بازگردد...
جو که سابقا به الکل اعتیاد داشته و بیکار میباشد و سارا کارمند سازمان بهداشت ، یک رابطه عاشقانه با هم برقرار می کنند. هر دو در سی سالگی خود هستند و...
با زیرنویس چسبیده
“ژان وال ژان “مردی فرانسوی که به خاطر سرقت نان دستگیر می شود از دست افسر پلیسی به نام “جاورت” فرار می کند.این تعقیب و گریز زندگی هردو آنها را تحت تاثیر قرار می دهد…
متهمی سابقه دار رانندگی یک کامیون را بر عهده می گیرد. اما او خبر ندارد که کامیون پر از سلاحهای غیر قانونی بوده و او مجبور است برای نجات جان خود و خانواده اش مبارزه کند...
با زیرنویس چسبیده
فرشته ای که مآمور هدایت ارواح مردگان پس از مرگ آنهاست (نیکلاس کیج)، به اقتضای وظیفه اش، با آدم*ها و زندگی آنها آشنا می*شود. زندگی آدم*ها روی زمین برای او موضوع جالبی بوده تا اینکه عاشق دختر پزشکی می*شود (مگ رایان) که به خاطر فوت بیمارش در حین عمل جراحی قلب، متآثر شده و روی پلکان بیمارستان محل کارش، گریه می*کند. علاقه به آن دختر و اشتیاق برای درک احساس او و آدم*های دیگر نسبت به زندگی و کشف علت علاقهء آنها به زندگی زمینی،
«جک استنتن» (تراولتا) درگير مبارزات انتخاباتي براي تعيين نامزد رياست جمهوري حزب دموکرات است؛ در حالي که در زندگي سياسي و خصوصي خود دچار مشکلات بسياري شده است...
یک مجرم تازه از زندان آزاد شده درگیر ماجرای آدم ربایی ساختگی می شود که طی اتفاقاتی تبدیل به واقیعت می شود...
با زیرنویس چسبیده
به دليل بارش فراوان باران و سرايز شدن سيلاب ها، شهري کوچک در ايالت اينديانا به زير آب فرو خواهد رفت. تلاش براي تخليه ي ساکنان آغاز مي شود و «تام» (اسليتر)، به اتفاق عمويش، «چارلي» (آسنر)، مأمور جمع آوري پول هاي بانک ها در سطح شهر مي شوند تا آن ها را به جاي امني منتقل کنند. اما عده اي سارق که سردسته ي آنان «جيم» (فريمن) نام دارد، نقشه ي سرقت پول ها را مي کشند...