"جانی کالینز" (Nicolas Cage) و "زندلی" با هم ازدواج می کنند و زندگی شاعرانه ای دارند تا اینکه یکی از دوست های جانی نقشه عشقی با زندلی می ریزد اما چیزی به نام عشق بین آن دو وجود ندارد و جز هوای شهوت چیز دیگری نیست و زمانی که جانی متوجه قضیه می شود، به تنها چیزی که فکر می کند انتقام و نفرت هست و...
با زیرنویس چسبیده
سرگذشت «جيم ماريسن»، شاعر و دانشجوي سينما، که با تشکيل گروه موسيقي «دورز»، با اشعار و صداي خودش، به شهرت جهاني دست پيدا مي کند...
السينور، قرون وسطا. در دربار دانمارک، «ملکه گرترود» (کلوز) با «کلاديوس» (بيتس) - برادر شوهر فقيدش و شاه جديد- ازدواج کرده است. «کلاديوس» به برادرزاده اش «هملت» (گيبسن) دستور مي دهد عزاداري را از حد نگذراند ولي «هملت» نمي تواند بيزاري خود را از ازدواج مادرش پنهان دارد. تا اين که «هملت» با شبح پدرش (اسکوفيلد) رودررو مي شود که «کلاديوس» را به جنايت متهم و «هملت» را به انتقام گيري ترغيب مي کند.
با زیرنویس چسبیده
پاريس، سال 1931. «آناييس نين» (د مديروس) که هم راه شوهر بانکدارش «هوگو گيلر» (گرانت) به پاريس آمده، سعي دارد رساله اي در دفاع از «د.ه. لارنس» منتشر کند. او که حوصله اش از دوستان شوهرش سر رفته، توجهش به «هنري ميلر» (وارد) جلب مي شود که در آپارتمان کثيف و نمور دوستش، «آزبرن» (اسپيسي) زندگي مي کند وسعي دارد نويسنده بشود...
«هانري بولانژه» (لئو) پس از پانزده سال کار در يک شرکت، بي کار مي شود و تصميم مي گيرد خودکشي کند. او پس از بارها سعي و تلاش ناموفق، در نهايت در ازاي هزار پوند، قاتلي (کولي) را براي کشتن خود استخدام کند. در اين بين، با زن گل فروشي (کلارک) آشنا مي شود و فکر مي کند که زندگي اش تغيير کرده است. پس سعي مي کند قرارداد قتل را بر هم زند، ولي اين کوشش بي فايده است...
اسکروج مکداک به دنبال چراغ جادویی میگردد که در آن غول چراغ جادو است. ولی جادوگر شیطانی هم به دنبال چراغ جادو است...
داستان غم انگیز "وینسنت ونگوگ" با تمرکز بر روی برادرش "تئودور" که از کارهای "وینسنت" پشتیبانی می کند به تصویر کشیده می شود. همچنین فیلم دید زیبایی از مکانهایی که او نقاشی کرده به بیننده می دهد...
"جین" یک استاد فلسفه روشن فکر است.نامزد او از خانه رفته و او که نمی خواهد در خانه او بماند دعوت "ناتاشا" را قبول می کند تا در اتاق خواب پدرش "ایگو" که همیشه با دوست دختر جوان خود "ایو" است بماند."ناتاشا" به او داستان یک گردنبند گمشده و شک او به "ایو" را تعریف می کند و...
"ایو سالوینی" بارزسی تقلبی و همسرش "گونلا" بخشداری سابق در مناطق روستایی سرگردان بوده و ناکجا آبادی از تبلیغاتی تلویزیونی،فاشیسم،مراسمهای زیبا،موسیقی راک و مراسم های پگانی را کشف می کنند...