داستان سریال تلویزیونی «بوفی خونآشام قاتل» سرگذشت «بوفی سامرز» (Buffy Summers) یک زن جوان و آخرین بازمانده از نسل خونآشامهایی است که به «خونآشامهای قاتل» یا به اختصار «قاتل» مشهورند. در داستان، «قاتلین» برای نبرد با «خونآشامها»، «دیوها» و دیگر نیروهای تاریکی فراخوانده میشوند. همانند قاتلین پیشین، «بوفی» از سوی یک «ناظر» (Watcher) پشتیبانی میشود. «ناظر»، بوفی را راهنمایی میکند، به او آموزشهای لازم را فرا میدهد و او را برای مقابله با دشمنانش آماده میکند. «بوفی» بر خلاف اجداد پیشین خود را در احاطه حلقهای از دوستان وفادار که با عنوان «دسته اسکوبی» (Scooby Gang) شناخته میشوند، میبیند...
یک فروشنده سعی میکند با بدخلقیهای خانواده و دوستانش کنار بیاید و در عین حال سعی میکند پسرش را هدایت کند اما...
داستان این سریال حول محور تیم SG-1 می گردد که متشکل از کلنل جک اونیل، کاپیتان سامانتا کارتر، دکتر دنیل جکسون و تیلک است. در میان راه این تیم موجودات فضایی دیگری را کشف می کنند و داستان های زیبایی را رقم می زنند.
یک روانشناس سابق FBI با توانایی خوندن ذهن افراد شروع به فعالیت برای گروه مرموزی بنام Millennium میکند و...
"گوکو" با پسر تازه اش برگشته ، اما درست زمانيکه اوضاع دارد به روال عادي برميگردد، ماجرا ادامه پيدا ميکند. او با رو در رو شدن با دشمناني مثل "فريه زا"،"سل"،"بو" شايستگي خودش را ثابت ميکند وپي به نژاد خودش يعني"سايان" ميبرد. و قادر به دستيابي به فرم 3 سوپر سايان ميشود .افراد زيادي را ملاقات ميکند . همينطور دوستان و دشمناني پيدا ميکند اما با اين حال اينقدر وقت پيدا ميکند که يک خانواده را اداره کند و يک سايان الکي خوش مثل هميشه باشد.
"نسخه اولیه" (در برابر آینده) درباره مردی است که به طرز مشکوکی هر روز صبح یک نسخه از شیکاگو سان-تایمز را یک روز قبل از چاپ بدست می آورد و به همراه دوستانش سعی میکند جلوی حوادث وحشتناکی که قرار است در آن روز اتفاق بیافتند را بگیرد ...
زمانیکه یک دختر مدرسه ای 16 ساله پی می برد که یک جادوگر است، خاله هایش او را کمک می کنند که بتواند این قدرتش را کنترل کند و همچنین قدرت های جادویی جدیدی به دست آورد.
" ری بارون" به ظاهر همه چی دارد. یک زن فوق العاده، یک خانواده زیبا، یک کار بزرگ، یک خانه خوب در لانگ آیلند. تنها یک مشکل وجود دارد ، پدر و مادر گزنده او (که در سراسر خیابان زندگی می کنند) و حسادت برادر او که همیشه در راه است.
جنگ "ترانسفورمرها" در زمان قدیم بوسیله یک نسل جدید ادامه می یابد. در زمینی ماقبل تاریخ "ماکسیمالهای" قهرمان و "پردکانزهای" شرور برای زنده ماندن در مقابل یکدیگر می جنگند...
در آینده ای دور، بواسطه جنگ های زیاد فقط تعداد معدودی از انسان ها زنده مانده اند. تشعشعات ناشی از بمب های اتمی باعث بوجود آمدن موجودات عظیم و نیمه هوشمندی شبیه اژدها و هیولاهایی شده است.