«میرای کاکِهاشی» جوان، بعد از وفات والدینش در کنار یکی از خویشاوندانی که رفتار نامناسبی با او دارند زندگی میکند. از آن موقع افسرده شده بود و در شب فارغ التحصیلیش از مدرسه اقدام به خودکشی میکند، اما ناگهان توسط دختری با بالهای سفید نجات پیدا میکند. دخترک خود را به عنوان فرشتهای معرفی میکند که میخواهد شادی را به زندگی او، از طریق اهدای قدرتی عظیم و انتخاب به عنوان یکی از جانشینان خدا اعطا کند. و برای رسیدن به آن منصب باید ۱۲ کاندید را در ۹۹۹ روز شکست دهد.
در یک بازی MMORPG به اسم “Union”، یه گروه افسانه ای به نام سوبارو وجود داره. این گروه از یه مشت رفیق دبستان و راهنمایی ای درست شده که با حواس مختلفشون مرز های بازی رو جا به جا کردن. با این حال، طی یه اتفاق که منجر به یک مرگ هم میشه، “Union” متوقف میشه و این دوستان از هم جدا میشن. 6 سال بعد، دانش آموز دبیرستانی هاروتو به بازی جدید به نام “Reunion” وارد میشه و با یه دختر دوباره تیم تشکیل میشه. آساهی -یکی از اعضای سابق تیم سوبارو، و دوست بچگیش که الان باید مرده باشه. اون یه روه دیجیتالیه،یا…؟
در بازی MMORPG Cross Reverie، ساکاموتو تاکویا اونقدر قدرت به دست اورده که برای این که بقیه بازیکن ها "شاه شیطانی" خطابش کنن کافی باشه. یه روز، با ظاهرش توی بازی به یه دنیای دیگه احضار میشه. اونجا دو نفر بهش میگن که "من احضارکننده واقعیم."
منو بکش بچه جون ، داستان یاسونا و دوست قاتلش سونیا است. تلاش سونیا برای طبیعی بودن هنگامی که غریزه آدمکشیش بیدار میشود بی فایده است و همچنین تلاشهای یاسونا برای رفتار دوستانه با سونیا هنگامی که بهش صدمه میزنه.
"رین اوکومورا" که توسط "پدر فوجیموتو" یک جنگیر مشهور بزرگ شده، هیچگاه پدر واقعی خود را نشناخته. یک روز مشاجره ای سرنوشت ساز با "پدر فوجیموتو" او را مجبور می کند با حقیقتی وحشتناک روبرو شود، خون شیطانی وحشتناک در رگهای او جریان دارد...
داستان این سریال از آنجایی آغاز می شود که خانمی که به تازگی از همسرش جدا شده است، سعی می کند تا هیجان بیشتری در روابطش ایجاد کند و روند زندگی خود را تغییر دهد ولی...
یکی از خانوداه های اشراف زاده انگلیس، فانتوم هایو، سرپیشخدمتی به نام سباستین مایکلز دارند. او بدون شک دارای دانش کامل، رفتارهای بی نقص و استعداد هنرهای جسمانی است. اما بنا به دلایلی، وی به عنوان استادی ۱۲ ساله انجام وظیفه می کند.
یک دانش آموز دبیرستانی که علاقه زیادی به مدرسه و دیگران ندارد با دختر تنهایی که مجبور است برخلاف دوستانش یک سال از مدرسه را تکرار کند آشنا می شود. و تصمیم می گیرد با او دوست شده و...
یوییچی آیزاوا بعد از 7 سال به جایی برمیگرده که محو ترین خاطرات بچگی اش به اونجا بر میگرده. اون تقریبا چیزی از این مکان و اتفاقاتی که توش افتاده یادش نمیاد و یا اینکه خودش نمیخواد که به یاد بیاره اما دیدار دوباره با افرادی که زمانی اون رو میشناختن باعث میشه خاطراتش برگرده. هم خاطرات خوب و هم خاطراتی که یک عمر از اونها فرار کرده.
داستان دانش آموزی به نام واتانوکی کیمیهیرو که قدرت دیدن ارواح و انواع مختلف جانوران ماوراءالطبیعی را دارد، که قدرت فوقالعاده آزار دهندهای که او به شدت از آن متنفر است. یک روز در راه خانه، درحالیکه به دست ارواح مورد آزار و اذیت قرار گرفته است، بشکل غیرقابل وصفی مجبور به ورود به یک انبار می شود. در آنجا، او فردی به نام یوکُو رو ملاقات می کند، زنی اسرارآمیز که ادعا می کند که میتواند او رو از شر این قدرت آزار دهنده خلاص کند. اما به چه قیمتی؟