یک قاتل زنجیرهای در دل طبیعت وحشی اسکاتلند پرسه میزند. پس از پیدا شدن جسد یک مرد جوان، کارآگاه مونیکا کندی مأمور میشود پیش از آنکه این جنایتها جامعهای کوچک را از هم بپاشد، قاتل را شناسایی و دستگیر کند.
یک افسر اطلاعاتی بریتانیا با زمان رقابت میکند تا روابط احتمالی یک سیاستمدار بریتانیایی با کرملین را کشف کند و با این کار، آبرو و خانوادهاش را به خطر میاندازد، چرا که قتل و انتخابات در شرف وقوع است ...
افسر پلیس لندن، دیسی هانا لی، در حال ارسال دکتر متیو نولان به بیجینگ است که به اتهام جرم متهم شده است. با این حال، در پرواز 357، او خود را در یک توطئه در حال گسترش و تعداد روزافزون قتلها گرفتار میبیند...
جان به همراه خانوادهاش به یک شهر کوچک و روستایی نقل مکان میکند. او در آنجا با همسایهای مرموز به نام تامی آشنا میشود که به نظر میرسد اسرار تاریکی را پنهان کرده است. با گذشت زمان، شیفتگی و کنجکاوی جان نسبت به تامی افزایش مییابد، در حالی که همسرش، فیونا، به او مشکوک میشود. این شک و تردید فیونا، زنجیرهای از اتفاقات خطرناک را به راه میاندازد که به تدریج حقیقتهای پنهان و خشمهای سرکوبشده همه شخصیتها را آشکار میکند...
آلیسون وودز، که ناشنوا است و به عنوان تهیهکنندهی غذا کار میکند، تلاش میکند تا از مادرش و خودش حمایت کند. پلیس از آلیسون میخواهد تا از طریق لبخوانی، مکالمات مجرمان خطرناک را رمزگشایی کند. آلیسون کمکم به یکی از مظنونین علاقهمند میشود، اما حاضر نیست تحقیقات را رها کند.
سریال داستان روث الیس را دنبال می کند: سبک زندگی او به عنوان یک مدیر کلوپ شبانه جوان، رابطه خشونت آمیز او با مردی که سپس با خونسردی کشته بود، دستگیری، محاکمه و نبرد قانونی بعدی برای آزادی او قبل از اعدام.
دنیایی خطرناک، خانواده ای در معرض تهدید - پس از اینکه پسرش به یک باند بی رحم مواد مخدر کشیده می شود، پدری برای محافظت از خود، همه چیز را به خطر می اندازد.
در مقابل منظره ای فراگیر در کورنیش، دو زوج متوجه می شوند که کودکان نوپاشان در بدو تولد در یک بیمارستان درهم ریخته شده اند و با یک دوراهی هولناک مواجه می شوند: آیا پسرانی را که بزرگ کرده اند و دوست داشته اند نگه می دارند یا فرزند بیولوژیکی خود را پس می گیرند؟