سه دوست صمیمی که از کودکی با هم بودهاند، عهد میبندند که تا قبل از پایان تعطیلات تابستان، اولین ارگاسم خود را تجربه کنند...
پس از مرگ ظاهری زیوا، تونی دخترشان، تالی را بزرگ میکند. سالها بعد، زیوا باز میگردد و دوباره با تونی دیدار میکند. به شرکت تونی حمله میشود و خانواده برای اینکه بفهمند چه کسی به دنبال آنهاست و دوباره به یکدیگر اعتماد کنند، به اروپا سفر میکنند.