موتیا که در زمینه فروش املاک و مستغلات فعالیت میکند، بر سر شغلش با مادرش، رتنو، جر و بحث شدیدی دارد؛ چرا که مادرش معتقد است این شغل با تحصیلات او در رشته داروسازی هیچ ارتباطی ندارد. موتیا تصمیم میگیرد خانه را ترک کرده و مستقل زندگی کند تا ثابت کند که میتواند در کار خود موفق شود...
گروهی از دوستان در کوهی گرفتار میشوند و به دلیل یک افسانه، به یکدیگر مشکوک میشوند که یکی از آنها روح باشد.
هنگامی که یک وبلاگ نویس مد در بالی با یک کفاش با استعداد آشنا می شود، رابطه ای عاشقانه میانشان به وجود میآید که باعث می شود او تعهد خود را نسبت به نامزدش زیر سوال ببرد.