نانا تصمیم میگیرد برای جشن تولد هجدهسالگی دخترش سیله، او و بهترین دوستش را به یک سفر دریایی دلنشین در کارائیب ببرد. اما آنچه قرار بود یک تعطیلات رویایی باشد، به طرز عجیبی به یک کابوس هولناک تبدیل میشود.
ویلیام ویستینگ، کارآگاه جنایی، با دو پرونده بسیار پیچیده دست و پنجه نرم می کند. تحقیقاتش درباره یک قاتل سریالی، با مقاله دختر گزارشگرش به یک نقطه مشترک می رسد که این موضوع دخترش را در خطری جدی قرار می دهد.