گروهی از زنان کسبوکاری عجیب و خطرناک دارند: اغوای مردها برای اثبات وفاداری و یا افشای خیانتشون. مشتری جدیدشان، آنا، ظاهراً زندگی کاملاً ایدهآلی در کنار همسر فداکارش دارد؛ اما بهتدریج شک و تردید در ذهنش ریشه میدواند. وقتی همسرش شروع به تحریف واقعیت و زیر سؤال بردن ادراک آنا میکند، او برای کشف حقیقت با یکی از آزمایشکنندگان وفاداری همکاری میکند. اما جستوجوی آنها خیلی زود به بازی خطرناکی از رازها، فریب، دستکاری و قدرت تبدیل میشود؛ جایی که وفاداری دیگر فقط یک مسئلهٔ عاطفی نیست، بلکه میتواند به معنای مرگ و زندگی باشد.
در دوران اشغال اسپانیا، کشیشی به نام پدر سورن مالاری در قرن نوزدهم زندگی میکرد. داستان زندگی او حکایتی غمانگیز و هولناک از سقوط به جنون است. گفته میشود مالاری برای کمک به مادر بیمار خود، دست به قتل ۵۷ نفر زده است.