"فو" پیشخدمتی است که دو استاد شمشیر زنی "موگن" و "جین" را از اعدام نجات می دهد تا به او کمک کنند ساموراییِ که بوی گل آفتابگردان می دهد را پیدا کنند...
ادوارد آلریک، کیمیاگر با استعدادی است که در گذشته برادر کوچکترش آلفونس را در جریان یک آزمایش از دست داده اما توانسته است روح او را در یک زره حفظ کند. او همچنین یک دست خود را بعنوان بها پرداخته است ( قانون نانوشته کیمیاگری، در ازای هر چیزی باید بهای آن پرداخته شود ). حال او و برادرش ماجرا جویی خود را برای یافتن سنگ جادو آغاز می کنند تا بتوانند دوباره بدنهای خود را بدست بیاورند.
هیدکی موتوسووا یک دانش آموز فقیر است که در امتحان ورودی دانشگاه رد شده بود. بدین سبب او مجبور شد به شهر برود، کار بیابد و خود را برای امتحان بعدی دانشگاه آماده سازد. البته او بسیار به داشتن یک پرسوکوم علاقه داشت اما از عهده هزینه خرید آنها بر نمیآمد. در یکی از روزها وقتی در حال رد شدن از کوچه بود، درون تودهای از زباله یک پرسوکوم پیدا کرد.