وقتی بابانوئل، در بحبوحه یک بحران وجودی، تصمیم به تعطیلات میگیرد، همسرش مارگارت - که همیشه آماده حمایت (و تحمل) شوهرش است - چارهای جز رفتن به سر کار و نجات خاصترین روز سال ندارد.
دختر نوجوانی مبتلا به لوسمی، برای نجات جانش، به دنبال پدر جدا شدهاش است که تنها اهداکننده مغز استخوان مطابق او است ، می رود . او با همراهی یکی از همبیماران خود، سفری را آغاز میکند...