جون که تازه به کلیسای سنت مری میلان آمده، درگیر رازها و دروغهایی میشود: هیچکس آن کسی نیست که به نظر میرسد، و عشق ممکن است پشت نقاب آخرین پسری که عاشقش میشود، پنهان شده باشد.
"والریا" نویسنده ای است که در دو مورد به بن بست رسیده است، اولی ارتباط با همسرش دومی نوشتن. اما ارتباط او با دوستانش "کارمن"، "لولا" و "نارا به او آرامش می دهد ...