داستان درباره دوعان، یک جراح موفق است که سالها پیش بهخاطر یک حادثه دردناک خانوادگی ارتباطش با خانواده قدرتمندش را قطع کرده بود. وقتی خواهرش او را برای مراسم عروسی دعوت میکند، رازهای مدفونِ خانواده دوباره سر باز میکنند و او را وارد شبکهای از راز، خیانت، و تهدیدها میکنند. در این مسیر، آشناییاش با چاعلا که یک وکیل مصمم است، رابطه و چالشهای جدیدی برایش ایجاد میکند و دوعان باید تصمیم بگیرد که با گذشته روبهرو شود یا بار دیگر فرار کند. اسم این سریال مخفف جمله «خانواده یک آزمون است» به زبان ترکی است ولی در عین حال مخفف کلمه به معنی برادر بزرگتر است که به دوعان که بخاطر خواهرش ملک فداکاریهای زیادی میکند اشاره دارد.
امید و رضا پدر و پسری هستند که در کنار هم یک زندگی ساده دارند. امید به یک بیماری نادر به اسم هایپرتایمزیا (بیشیادآوری) دچار است و هیچکدام از چیزهایی که میبیند یا میشنود را نمیتواند فراموش کند. این خصوصیت گاهی معجزه و گاهی فلاکت محسوب میشود. یک روز امید بیدار میشود و میبیند پدرش را به جرم قتل بازداشت کردهاند، بعلاوه پدرش در مورد شب قتل هیچ چیزی به خاطر نمیآورد…