داستان دربارهٔ آیدان است که در حاشیهٔ استانبول بهعنوان آرایشگر کار میکند اما ناگهان خود را صاحب یک مرکز زیبایی لوکس میبیند. او همراه با امیر، رئیس مرموز این مرکز، وارد سفری پرخطر میشود.
«گریه نکن استانبول» اقتباس ترکی از سریال ایرانی شهرزاد است. شهرزاد دختر سرسختی است که عاشق روزنامهنگاری به نام فرهاد میشود، اما فرهاد پس از حمله به دفترش به دلیل انتشار مطالب سیاسی، دستگیر شده و به ناحق به اعدام محکوم میشود. شهرزاد برای نجات فرهاد، به بویوکبی، مردی با نفوذ و مرموز مراجعه میکند، غافل از اینکه این تصمیم، زندگی خودش، دختر بویوکبی، و برادرزاده اش کوبات را بهطور غیرمنتظرهای تغییر خواهد داد.
در یکی از دهکده های کاپادوکیه، در زیرزمین یک دخمه ی متروک، پنج جسد از یک خانواده پیدا میشود. دو نفر از اعضای این خانواده ای که پانزده سال پیش کشته شدن، یعنی فریده و نسیمه هم مفقود هستند. روزنامه نگاری به اسم مراد گوون در برنامه ی تلوزیونی به اسم “زندگی های گمشده” به این موضوع میپردازد. آقای ظالم جمیل، یعنی شوهر سابق نسیمه از 15 سال پیش دنبال این دو خواهر مفقود میگردد. فریده با یک هویت جدید برای خودش یک زندگی جدید ساخته است و با همسرش خیلی خوشبخت است و شوهرش که عمیقا عاشقش است هم در مورد گذشته رازهای بزرگی دارد. نسیمه عکسِ خواهرش هیچوقت نتوانست به زندگی رویاییش دست پیدا کند…