این سریال داستان مبارزه بیپایان دو خانواده مرجانداع و هوزان را روایت میکند؛ دو خانوادهای که سالهاست با یکدیگر درگیرند و رازهای پنهان گذشته و اتفاقاتی که زندگی نسل جدید را دگرگون میکند، بار دیگر سرنوشتشان را به هم گره میزند. با ورود جمره به طرسوس، معادلات میان این دو خانواده که در یک سرزمین ریشه دارند اما سالهاست در مقابل یکدیگر ایستادهاند، به شکلی غیرمنتظره تغییر میکند.
تعقیب و گریز بین رهبر مافیا کارتال که “محافظ” چینگیراکلی (نام محله کارتال به معنی مار زنگوله دار) است و افه، کمیسر بی باک اداره آگاهی بخش جرم های سازماندهی شده، با یک پرونده قتل وارونه می شود. مسیرهایی که برای دستگیری قاتل طی می کنند، آنها را به نامی می رساند که هرگز حدس نمی زنند.
این سریال در مورد داستان تأثیرگذار انتقام دو خانواده است. در پی آمادگی فرید و هانده برای ازدواجی که مورد حمایت خانواده هاشون هست، همه چیز به یکباره زیر و رو میشود. یک روز اسب فرید بیمار میشود و مجبور میشود زودتر به مزرعه برگردد، وقتی برمیگردد هانده و یامان، پسر تیمارگر را در حال بوسیدن میبیند. درست بعد از این اتفاق عایشه را میبیند و به او پیشنهادی میدهد…