زندگی زوجی که تا پیش از این آرام و خوش بود، با تغییراتی که در سبک زندگی آنها رخ میدهد و اتفاقات ناخوشایندی که برایشان پیش میآید، دچار مشکل میشود. این تغییرات، باعث ایجاد شک و تردید در رابطه آنها شده و عشقشان را به چالش میکشد.
امید و رضا پدر و پسری هستند که در کنار هم یک زندگی ساده دارند. امید به یک بیماری نادر به اسم هایپرتایمزیا (بیشیادآوری) دچار است و هیچکدام از چیزهایی که میبیند یا میشنود را نمیتواند فراموش کند. این خصوصیت گاهی معجزه و گاهی فلاکت محسوب میشود. یک روز امید بیدار میشود و میبیند پدرش را به جرم قتل بازداشت کردهاند، بعلاوه پدرش در مورد شب قتل هیچ چیزی به خاطر نمیآورد…
مرت، بهار، هال و اژه، نامزدهای وکیل جوانی که از دانشکده حقوق فارغالتحصیل شدهاند، روند حذف سختی را پشت سر میگذارند و در نهایت با وکیل معروف دوگان ینر و همسرش تولین تان، موقعیتهای کارآموزی را کسب میکنند. به عنوان یک الزام، آنها باید در طول دوره کارآموزی از مشکل دور باشند. همانطور که زندگی آنها را با انواع موانع در این سفر آزمایش می کند، ما ماجراجویی های آنها را دنبال می کنیم و آنها برای رسیدن به اهداف خود تحت هدایت دوغان و تولین تلاش می کنند ...