سریال «امام غزالی: حجت الاسلام» زندگی امام غزالی را از دانشجویی با استعداد در دوران سلجوقیان تا تبدیل شدن به یکی از بزرگترین متفکران اسلامی روایت میکند. این سریال به چالشهای او با آشفتگیهای سیاسی، فرقهگرایی، علمای فاسد و دستکاریهای ایدئولوژیک میپردازد. با اوجگیری شهرتش، غزالی با محدودیتهای عقل، خطرات دانش نفسانی و سنگینی حقیقت مواجه شده و در نهایت به سوی بیداری معنوی و یقین درونی گام برمیدارد که میراث «حجت الاسلام» او را شکل میدهد.
این سریال داستان عشق اسطوره ای آک کیز (دختر جنگجوی کوهستانی که شجاعتش زبانزد خاص و عامه) و باتوگا (شاهزاده معلول سرزمین آسمان) است که هر دو توسط آلپاگو خاقانِ سرزمین آسمان یتیم شده اند. این دو جوان معصوم، عشقشون رو شمشیر و قلب هاشون رو سپر میکنن و غیرممکن رو ممکن میکنن…
عامر با دختری بنام آیسان دوست است. سردار، پدر آیسان به کمک دو دوست عامر به نامهای چنگیز و علی و به کمک خود آیسان، وی را طعمه یک دسیسه از پیش برنامه ریزی شده برای سرقت از یک قمارخانه قرار داده و او با خیانت دوستانش به عنوان گناهکار راهی زندان میشود. عامر طی یک حادثه آتش سوزی در زندان به شدت دچار سوختگی میشود، اما به کمک فردی بنام رامیز و طی یک جراحی پلاستیک، چهره اش تغییر میابد. دوستان عامر با فرض مرگ او در حادثه زندان او را به دست فراموشی میسپارند، غافل از اینکه عامر با چهره و نام جدید ایزل به قصد انتقام گیری دوباره وارد جمع دوستانه آنها شدهاست.