این سریال در دل طبیعت خشن دریای سیاه، نبرد بیپایان دو خانواده دشمن را به تصویر میکشد. این داستان دشمنی قدیمی میان عادل و اسمه، درگیریهای میان دو خانواده و تنشهایی را روایت میکند که با رویدادهای غیرمنتظره شدت میگیرند.
زندگی یک زن خانهدار فداکار، پس از بازگشت از مرگ، پر از ناامیدی میشود. بهار به حرفهای که ناتمام گذاشته بود، یعنی پزشکی، بازمیگردد.
دادستان ایلگاز و و وکیل جیلین در راه بررسی یک جنایت با هم آشنا میشن. این دو برای پیدا کردن قاتل مجبور میشن با هم هماهنگ بشن و همکاری کنن که این همکاری نقطه عطف زندگیشان میشه.