در سال ۱۹۸۷ در برزیل، چند زبالهگرد یک مادهی درخشان و مرموز را در بیمارستانی متروکه پیدا میکنند. همزمان با دست به دست شدن این ماده، دانشمندان و پزشکان به شدت تلاش میکنند تا از وقوع یک فاجعه رادیواکتیو که جان افراد بیشماری را تهدید میکند، جلوگیری کنند.
یک دنیای زیرزمینی با موجودات افسانهای زندگی میکند که از دودمان عمیق فولکلور برزیلی تکامل یافتهاند. یکی از کارآگاهانی که خود را درگیر تحقیقات قتلی می بیند که او را در میانه نبرد بین این دو دنیا قرار می دهد.
یک نوجوان از طبقه متوسط جامعه از خانه فرار می کند و تصمیم می گیرد به عنوان یک فاحشه تلفنی مشغول به کار شود. در مدت کوتاهی ، او برونا سرفستیستینا می شود و پس از نوشتن برنامه روزانه خود در یک وبلاگ ، به بدنامی شهرت می یابد.