در دوران کهن قبیله یون سر برآورد و تونست قدرت بین آسمون و زمین رو در اختیار بگیره و همه نژادهای مختلف رو تسلیم خودش کنه اما امپراتور شین فانی مقهور قدرتشون نشد و مسیر دیگه ای رو انتخاب کرد و بعد از شکستش از امپراتور دی تیان از دنیا رفت اما شاهدخت از همه توان و جونش برای نجات شاهزاده ووگنگ جلوی تعقیب و گریز قبیله یون محافظت کرد سالها شاهزاده با کینه و اندوهی عمیق به عنوان برده در معدنی در پینگ یانگ مشغول کار شد تا روزی که بتونه دوباره قدرت رو بدست بگیره و کشورش رو احیا کنه و انتقام خاندانش رو از قبیله یون بگیره...
تنگ سان که مادرش را در سنین بسیار کمی از دست داده بود، با تکیه بر و پشتوانه پدرش بزرگ میشود. او در سن خود دارای استعداد و هوش فوقالعاده ای بود. در سن 6 سالگی او را به آکادمی رودینگ فرستاند تا آرزویش که رسیدن به مقام استادی روح بزرگ بود را بدست آورد. در آنجا، او تحت سرپرستی یو شیائو بود، همچنین در آنجا او با یتیمی به نام گو شیائو وو دوست می شود سفر طولانی و دشواریرا با هم آغاز می کنند و …