Burak Deniz وارث یکی از بزرگترین و معتبرترین کمپانی های نساجی استانبول است که از عشق هیچی رو درک نمیکنه Hande Erçel که در این سریال با اسم حیات ایفای نقش میکند با هم مواجه میشوند.یکی در گیرسون به دنیا آمده که هردو در استانبول زندگی میکنند و این یکی فرصتی است برای ارتباط با مرات که در ادامه به دوست داشتن و شروع یک جنگ و مبارزه برای عشق تلقی میشود و ….
اصل و بوراک شخصیت هایی هستن که کاملاً با هم دیگه ضد هستن ، اصل در یک زندگی شاهانه با بوراک آشنا میشود اینا کسانی بودن که هیچ موقع همدیگه رو ندیده بودن و طرز فکر متفاوتی داشتن ، بعد از انفجار آتشفشان میفهمن که داخل یک بازی گیر کردن
“ییعیت”، مردی هست که از صفر به مقام بالایی رسیده، حرفش پیش هر کسی به جز قلبش خریدار داره و به عشق باور نداره؛ “اجلال” و “نور” دو زن هستند که به این مرد دل بستهاند. یکیشون مادرِ فرزندش هست که بعد از سالها از خوابی عمیق بیدار شده، اون یکی عاشقی مظلوم هست که درگیرِ جادوی عشقی ناگهانی شده. هر سهتای اینها در سایهی رازی بزرگ، زندانیان قفس عشق خواهند شد…
دو برادر به نام های کوزی و گونی با هم سوار اتومبیل بودند، در حالی که گونی رانندگی می کرد ناگهان با عابر پیادهای تصادف کرد و باعث مرگ وی شد، اما کوزی از روی دلسوزی خود را به جای گونی متهم معرفی کرد و به جای او ۴ سال به زندان میافتد و پس از آزادی کوزی از زندان…