یک مدیر زن سختگیر در یک شرکت بزرگ، مسئول رسیدگی به رسوایی های داخلی میشود. او با کارمندی که تنزل رتبه گرفته همکاری میکند و بینشان تنش ایجاد میشود. همزمان پای وارث شرکت و رقابت برای قدرت هم به ماجرا باز میشود. در میان این درگیری ها، احساسات و روابط پیچیده شکل میگیرد.
رئیس سابق یک باند خلافکار برای دسترسی به صندوق تعمیرات یک مجتمع آپارتمانی، نامزد نمایندگی ساکنان میشود. در این میان، یک وکیل جوان، مدیرعامل جاهطلب یک شرکت ساختمانی و زنی که از اسرار همه همسایهها باخبر است، وارد رقابتی پرتنش بر سر این سرمایه بزرگ میشوند.
داستان درباره دو برادر دوقلوست که پس از جدایی والدین جدا از هم زندگی میکنند؛ یکی در آمریکا و دیگری در کره. برادر کوچک تر هر تابستان به کره میآید و در این مدت با برادر خود و دختر همسایه، سونگ ها کیونگ، وقت میگذراند. ها کیونگ که از کودکی به او علاقه پیدا کرده، هرگز نتوانست احساسش را بیان کند. حالا در بزرگسالی، یکی معمار موفق است و دیگری کارمند حوزه معماری، اما حادثهای که دو سال پیش رخ داد، زندگی آنها را برای همیشه تغییر داده است...
یک ایستگاه پلیس و یک ایستگاه آتش نشانی در مجاورت یکدیگر در مبارزه با جنایت و آتش سوزی در وحشیانه ترین و غم انگیزترین موارد همکاری می کنند.
هوانگ شی موک در بچگی جراحی مغزی داشته است، که باعث شده احساسات خودش را از دست بدهد. اکنون به عنوان دادستان کار میکند.او تنها به چیزهای معقول باور دارد، ولی سرد و تنها است. او همچنین یکی از تنها دادستانهایی است که درگیر فساد نشده است، یک روز جسدی جلوی وی پیدا میشود. او با ستوان پلیس، هان یو جین در صحنه جرم ملاقات میکند. آنها با یکدیگر کار میکنند تا فساد را در اداره دادستانی از بین ببرند و یک پرونده قتل زنجیرهای را حل کنند.