اِوا، معلمی محبوب و همسر شهردار شهر است. با وجود اینکه شوهرش به او خیانت کرده، او همچنان قصد دارد از کارزار انتخاباتی او حمایت کند. به همین دلیل، او به عنوان داوطلب در یک مرکز پناهندگان محلی شروع به کار میکند. در آنجا، به امیر، پناهنده هجده ساله، نزدیک میشود. امیر با استعدادهای شاعرانهاش او را مجذوب خود میکند. اما هرچه این دو به هم نزدیکتر میشوند، کنترل اِوا بر اوضاع کمتر میشود.
به نظر می رسد یک شهر کوچک نروژی که زمستان های گرم و ریزگردهای خشن را تجربه می کند به سمت راگناروک (نبرد نهایی بین خدایان و قدرت های شر) دیگری هدایت می شود، مگر اینکه کسی به موقع مداخله کند
با زیرنویس چسبیده
سال 1904 زلزلهای به مقیاس 5٫4 ریشتر به مرکزیت صفحهی اسلو گرابن که در زیر پایتخت نروژ قرار دارد، اسلو را در شوک فرو میبرد. اکنون پس از این نشانههایی وجود دارند که حاکی هستند میتوان در آینده انتظار زمین لرزهای عظیم در اسلو را داشت و…