فیلم از دید دختر 11 ساله ای به نام لوسی روایت میشود که پدرش و مادرش از هم جدا شده اند و او حالا نه تنها یتیم است بلکه در معرض خطر نیز قرار دارد...
«فيليشيا» (کسيدي) از دهکده اي کوچک در ايرلند به اميد يافتن محبوبش راهي برمنگام مي شود. او خيلي زود با «هيلديچ» (هاسکينز)، مدير يک مؤسسه تهيه ي غذا آشنا مي شود. «هيلديچ» يد طولايي در استفاده و سوء استفاده از زنان بي خانه و کاشانه دارد و «فيليشيا» را به چشم قرباني تازه ي خود مي نگرد...