داستان درباره دوعان، یک جراح موفق است که سالها پیش بهخاطر یک حادثه دردناک خانوادگی ارتباطش با خانواده قدرتمندش را قطع کرده بود. وقتی خواهرش او را برای مراسم عروسی دعوت میکند، رازهای مدفونِ خانواده دوباره سر باز میکنند و او را وارد شبکهای از راز، خیانت، و تهدیدها میکنند. در این مسیر، آشناییاش با چاعلا که یک وکیل مصمم است، رابطه و چالشهای جدیدی برایش ایجاد میکند و دوعان باید تصمیم بگیرد که با گذشته روبهرو شود یا بار دیگر فرار کند. اسم این سریال مخفف جمله «خانواده یک آزمون است» به زبان ترکی است ولی در عین حال مخفف کلمه به معنی برادر بزرگتر است که به دوعان که بخاطر خواهرش ملک فداکاریهای زیادی میکند اشاره دارد.
کنترل یکی از پردرد سر ترین محله های استانبول یعنی چوکور(گودال) در دست خانواده ی کوچوآ هست. مهم ترین قانون این خانواده اینکه اجازه به پخش م مصرف مواد مخدر نمیدن.ولی گروهی هست که روی این محله چشم دارن و میخوان این قانون (منع مخدر) رو بشکنن.که باعث میشه این نظم حاکم در محله بهم بخوره…
علی یه پسر حدودا سی ساله از یه خونواده ی پولداره و چون شخصی به اسم احمدو کشته سالهاست که زندان بوده….در سالهای آخر حبسش با دختری به اسم ماوی که باهاش نامه نگاری میکرده درست روزی که میاد بیرون آشنا میشه و تصمیم به ازدواج میگیرن…ولی اینکه ماوی بین اون همه آدم توی زندان علی رو واسه نامه نوشتن انتخاب کرده تصادفی نیست…ماوی خواهر احمده که سالها پیش مرده…هدفش اینه که آدمی رو که سالها باعث تبدیل شدن زندگیشون به کابوس بوده رو پیدا کنه …
عامر با دختری بنام آیسان دوست است. سردار، پدر آیسان به کمک دو دوست عامر به نامهای چنگیز و علی و به کمک خود آیسان، وی را طعمه یک دسیسه از پیش برنامه ریزی شده برای سرقت از یک قمارخانه قرار داده و او با خیانت دوستانش به عنوان گناهکار راهی زندان میشود. عامر طی یک حادثه آتش سوزی در زندان به شدت دچار سوختگی میشود، اما به کمک فردی بنام رامیز و طی یک جراحی پلاستیک، چهره اش تغییر میابد. دوستان عامر با فرض مرگ او در حادثه زندان او را به دست فراموشی میسپارند، غافل از اینکه عامر با چهره و نام جدید ایزل به قصد انتقام گیری دوباره وارد جمع دوستانه آنها شدهاست.
در زندانی در ترکیه، به پنج زندانی یک هفته مرخصی داده می شود تا به دیدار خانواده هایشان بروند و ما شاهد مشکلات آنها در تنظیم با جهان خارج خواهیم بود...