مدت کوتاهی پس از مرگ مادرش، زنی بی گناه و جوان به خانواده قیم اشرافی میانسالش پناه می برد که او را در برابر پیشرفت های جنسی او تسلیم می کند...
یک متصدی کفن و دفن خوشتیپ با دختر یک جلاد سالخورده ازدواج می کند. با وجود اینکه او علاقه ای به شغل پدر همسرش ندارد، مجبور می شود آن را پس از بازنشستگی ادامه دهد و...
در یک شهر کوچک اسپانیایی،گروهی از زنان تصمیم می گیرند شب کریسمس را با انسانها نیازمند جشن بگیرند.هر خانواده ثروتمند بایستی یک بیخانمان را در سر میز شام خود داشته باشد و...
.مارسلینو یک کودک یتیم است که در یک صومعه زندگی می کند. یک روز هنگامی که او در اتاقی پر از اشیا قدیمی، حال خوردن وعده ی غذایی کوچکش است، یک تکه از نانش را به یک مجسمه ی قدیمی مسیح می دهد. این مجسمه نان را بر می دارد و آن را می خورد. به خاطر این کار، مجسمه از مارسلینو می خواهد که آرزویی بکند که آن را براورده کند. مکارسلینو آرزو می کند که مادرش را ببیند.