با دوبله فارسی
داستان فیلم درباره مادری به نام Maria و پسر ۱۲ سالهاش Dai است که برای فرار از همسر خشونتطلب Maria به یک مزرعه متروکه پناه میبرند؛ اما وقوع آتشسوزیهای گسترده در استرالیا و تلاش همسر Maria برای پیدا کردن آنها، شرایط را بهشدت خطرناک میکند.
با زیرنویس چسبیده
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
پس از سالها شکست در تلاش برای گرفتن «رودرانر» و خراب شدن نقشههایش بهخاطر محصولات شرکت ACME، کایوت تصمیم میگیرد از این شرکت شکایت کند. او با کمک یک وکیل به نام کوین اِیوِری وارد نبردی حقوقی با شرکت ACME میشود؛ نبردی که پای منافع تجاری، روابط شخصی و مجموعهای از اتفاقات بامزه را به میان میکشد.
با زیرنویس چسبیده
پس از یک دهه زندگی مشترک، رابطهی دیا و کونال با بازگشت اَلی، دوست قدیمیشان، به زندگی آنها دچار تزلزل میشود. چیزی که به عنوان یک نقشه بین این دو زن شروع میشود..
با زیرنویس چسبیده
این فیلم یک درام داستانی است که بر اساس یکی از تکاندهندهترین جنایتهای تاریخ آرژانتین ساخته شده است. در سال ۱۹۹۲، ریکاردو بارِدا، دندانپزشکی ساده و آرام، همسر، مادرزن و دو دختر بزرگسال خود را...
با زیرنویس چسبیده
سه خواهر و برادر در طبیعت دورافتاده ایسلند، پیکرهای شبیه یک شوالیه میسازند و در گذر فصلها زندگی و بازیهای خود را پیرامون آن شکل میدهند. رابطه آنها با این ساخته دستساز، به تدریج به تجربهای عجیب و شاعرانه درباره تخیل، آفرینش و ویران کردن تبدیل میشود.
با زیرنویس چسبیده
هامین ۱۸ ساله هر بار که غذای دست پخت مادرش را میخورد، عدد «۳۶۵» را میبیند که بهطور معکوس شمارش میشود و کمکم متقاعد میشود که..
با زیرنویس چسبیده
داستان هشت نوجوان_چهار دختر و چهار پسر_ که با هم دوست هستند، در روزهای گرم و طولانی تابستان بطورخستگی ناپذیری تلاش می کنند به هر طریقی که شده خود را سرگرم کنند، اما اینکار باعث بروز رفتارهای ناپسند و در نهایت تراژدی غمانگیزی می شود...
با زیرنویس چسبیده
باربارا و همسرش هِلی، دو دلقک حرفهای هستند که همراه دو فرزندشان زندگی شاد و متفاوتی دارند. اما یک حادثه تلخ ناگهان زندگی باربارا را زیرورو میکند و او را با فقدانی بزرگ روبهرو میسازد. باربارا در حالی که تلاش میکند با غم و اندوه خود کنار بیاید، باید دوباره معنای زندگی، امید و خنده را پیدا کند.
موتیا که در زمینه فروش املاک و مستغلات فعالیت میکند، بر سر شغلش با مادرش، رتنو، جر و بحث شدیدی دارد؛ چرا که مادرش معتقد است این شغل با تحصیلات او در رشته داروسازی هیچ ارتباطی ندارد. موتیا تصمیم میگیرد خانه را ترک کرده و مستقل زندگی کند تا ثابت کند که میتواند در کار خود موفق شود...