با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
«استنلي يلناتس» (لابوف)، نوجواني است که يک جفت کفش ورزشي - که معلوم مي شود دزدي است - عملا از آسمان بر سرش فرود مي آيد. قاضي دادگاه نيز «استنلي» را محکوم به اقامتي در اردوگاه گرين ليک مي کند که دارالتأديبي است در دل بيابان...
با دوبله فارسی
«دنيس»، بچه ي شيطان شش ساله، زندگي را براي يکي از همسايه ها، يعني «آقاي ويلسن» بدعنق (ماتو) سخت مي کند...
با دوبله فارسی
در آفریقای جنوبی، مردی در جریان کمک به نجات بچه پانگولینی که قربانی قاچاق شده بود، معنایی برای زندگی خود مییابد. او زندگیاش را وقف تیمار و آمادهسازی این حیوان در معرض انقراض میکند تا بتواند آن را به زیستگاه طبیعیاش بازگرداند.
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
دهه ي 1950. «نورويل بارنز» (رابينز) مرد کندذهني اهل ايندياناست که با کوشش و تقلا، کاري در شرکت بزرگ هادساکر گير مي آورد. او پس از خودکشي رئيس شرکت با توطئه ي مشاور شرکت، «سيدني ج. ماسبرگر» (نيومن) به مقام رياست مي رسد. اما، برخلاف انتظار «ماسبرگر»، محصول جديد پيشنهادي «بارنز» - هولاهوپ - يکي از موفق ترين و پرفروش ترين محصولات شرکت از آب درمي آيد.
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
اوايل قرن بيستم. «ميلو تاچ» زبان شناسي است که تصميم گرفته جست و جوهاي پدربزرگش را براي پيدا کردن امپراتوري از دست رفته و غرق شده ي آتلانتيس ادامه دهد. ميليونري به نام «پرستن ويتمور»، «ميلو» را استخدام مي کند و او نيز به گروهي ماجراجو مي پيوندد که سرپرست شان، «رورک» (گارنر)، فرمانده يک زيردريايي است...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
دستورات شیرینی پزیِ شیرینی پزی ها توسط دزدشیرینی ها غارت میشود و همه حیوانات جنگل از کار بیکار میشوند. پلیس که در حال گرفتن رد سارقان است، ماجرایی در خانه ی مادربزرگ شنل قرمزی رخ میدهد...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
هاوارد هوگز شروع به ساختن موشکی استثنایی می کند. او با اختراع این موشک ما فوق تصور تبدیل به یک ابر قهرمان می شود. او برای پرواز دادن این موشک کارهای بسیاری انجام داده اما در عوض تلاشش به ثمر نشسته است...
با دوبله فارسی
با زیرنویس چسبیده
خواهر "مری کلرنس" برای آموزش موسیقی به گروهی از دانش آموزان به مدرسه ای شبانه روزی می رود.یکی از دختران که استعداد زیادی دارد به وسیله مادرش از خواندن منع شده است...
با زیرنویس چسبیده
«باب مانرو» (ويليامز) پس از آن که قول تعطيلاتي در هاوايي را به خانواده ي خود مي دهد، بي آن که آنان را در جريان بگذارد، تغيير عقيده مي دهد: به جاي يک هفته در بهشتي گرمسيري، سوار بر يک اتومبيل / کاروان، در سفر جاده اي به کلرادو مي روند...