داستان در دهه 80 میلادی در شهر ساحلی لانگ ایلند اتفاق می افتد. پس از ناپدید شدن یک پسر جوان، تحقیقات برای پیدا کردن او آغاز میشود. خانواده، دوستان و پلیس محلی همگی درگیر معمای گم شدن این پسر هستند. اهالی شهر بعد از مدتی متوجه می شوند دولت، نیروهای ماورای طبیعی و یک دختر کوچک در گم شدن پسر دست داشته اند...
داستان خارقالعادهای از نیمه خدای امروزی 12 ساله را روایت میکند که به تازگی با قدرتهای فراطبیعی تازه کشفشدهاش کنار میآید، زمانی که خدای آسمان، زئوس، او را به دزدیدن صاعقه استادش متهم میکند. اکنون پرسی باید در سراسر آمریکا سفر کند تا آن را پیدا کند و نظم را به المپوس بازگرداند.
خانواده ای ناقص از انسان ها، خدایان و هیولاها را دنبال می کند که تلاش می کند یکی از اولین شهرهای جهان را بدون کشتن یکدیگر بسازد.
داستان انیمه در مورد جوانی به نام سایتما است. سایتما یک ابرقهرمان است که تمام حریفانش با یک ضربه مشت او شکست می خورند و او از این موضوع ناراحت است. پس به دنبال حریفی میگردد که شکست دادنش سخت باشد و او را به چالش بکشد...
موجودی اسرارآمیز و نامیرا که هیچ احساس و هویتی ندارد، به زمین فرستاده شده. با اینحال، این موجود میتواند شکل چیزهایی را که انگیزه زیادی دارند به خود بگیرد. درابتدا یک گوی است و بعد از آن یک سنگ. همینطور که دما کم میشود و برف برروی خزه مینشیند، شکل خزه را به ارث میبرد. وقتی گرگی تنها و زخمیشده بهسختی درحال راه رفتن است و درنهایت درانتظار مرگ خود به زمین میافتد، شکل آن حیوان را بهخود میگیرد. و بالاخره این موجود هوشیار شده و شروع به سفر در توندرا کرده تا زمانی که یک پسر را ملاقات میکند. این پسر بهتنهایی در شهری خالی از سکنه زندگی میکند که مدتی قبل، بزرگسالان آن شهر را برای پیداکردن بهشتی که گفته شده فراتر از دریای بیکرانِ توندرای سفید وجوددارد، ترک کردهاند. به هرحال، کار آنها برای هیچ و پوچ بوده و اکنون این پسر در وضعیت بحرانی بهسر میبرد. با گرفتن شکل این پسر، ماجراجویی بیپایانی را بهدنبال تجربهها، مکانها و افراد جدید شروع میکند.
یک تحلیلگر نسل اول متوجه میشود که مغزش هک شده و به حسهایش دسترسی پیدا کردهاند. او که بین سازمان خود و هکرها گیر افتاده، برای افشای عاملان این هک، رفتاری عادی از خود نشان میدهد.
با زیرنویس چسبیده
در سال ۱۹۱۵ و در میانهٔ جنگ جهانی اول، سرباز فرانسوی گابریل مرده فرض میشود. اما او برای یک برنامهٔ فوقمحرمانه انتخاب شده و سرمی به او تزریق میشود که قدرت و سرعتی فرابشری به او میبخشد. گابریل برای دیدار دوباره با خانوادهاش مجبور میشود به سنتینلها بپیوندد؛ گروهی از سربازان نخبه که مأموریتی مرگبار برای پایان دادن به جنگ در پیش دارند.
با زیرنویس چسبیده
یک مرد معمولی که قدرت فوقالعادهای را به ارث برده، متوجه میشود که شیطان بزرگتری میخواهد قدرتش را بدزدد. اما نکتهی جالب این است که با هر بار استفاده، پول از کیف پولش خالی میشود.
فیونا بهمراه بهترین دوست جادویی اش که یک گربه سخنگو به نام "کیک" میباشد، رابطه خود و سرزمین اسرارآمیز اوو را کشف می کنند.
داستان یک شهر کوچک در بریتانیا به نام Sanctuary را دنبال میکند که پس از کشف مرگ پسری در اثر تصادف، زندگی روزمره با اتهامات قتل متزلزل میشود.