این مجموعه بر اساس وقایع حقیقی ساخته شده است و داستان نفوذ دو مامور مخفی در عملیات یکی از روئسای قاچاق مواد مخدر را روایت می کند. آن ها خود را به جای یک زن و شوهر جا زده اند و در اردوگاهی که او اواخر هفته را در آن سپری می کند حضور می یابند.
رومن مرتنز، نابینایی که از نعمت شنوایی فوقالعادهای برخوردار است، به آرزوی خود میرسد و در واحد شنود پلیس محلی استخدام میشود. شغلی که خطرناکتر از آن چیزی است که تصورش را میکرد.
وقتی رابطهی پنهانی جک فاش میشود، همسرش بتی نقشهای تلخ میکشد تا او را از چیزی که بیش از همه دوست دارد محروم کند: «شغال»، امپراتوری کافهاش.
نوردین کینانی که عاشق تجملات است، به اجبار مادرش یک سال را در یک مدرسه محروم تدریس میکند و انتظار دارد کار آسانی داشته باشد. اما با وجود دانشآموزان سرکش، یک مدیر فاسد و البته غرور خودش، به زودی متوجه میشود که زندگی واقعی به ماشینهای سریع خلاصه نمیشود، بلکه به ایجاد تغییر و اثرگذاری مربوط است. آیا او میتواند خودش و کلاسش را به یک داستان موفقیت تبدیل کند یا با شکست مفتضحانهای روبرو خواهد شد؟