با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
در بروکسلِ سال ۱۹۴۰ و همزمان با نزدیک شدن جنگ جهانی دوم، بِرِه، یک صدابردار جوان و بااستعداد در رادیوی ملی بلژیک مشغول کار میشود. او با اِلزا، بازیگر جوان نمایشهای رادیویی، آشنا میشود و میان آنها رابطهای عاشقانه شکل میگیرد؛ اما با آغاز اشغال بلژیک و بالا گرفتن خطرات سیاسی، عشق و زندگی هر دو با چالشهای جدی روبهرو میشود.
با زیرنویس چسبیده
هانا همراه فرزند نوجوانِ غیر دودویی خود، «فرانسِس»، به آمستردام میرود تا پدر همجنسگرای خود، جیم که او را «جیمپا» صدا میزنند، ملاقات کند. فرانسس به جیمپا علاقه زیادی پیدا میکند و تصمیم میگیرد یک سال نزد او بماند؛ تصمیمی که هانا را وادار میکند درباره شیوه تربیت فرزند و مسائل حلنشده گذشته خودش تجدیدنظر کند.
با زیرنویس چسبیده
داستان هشت نوجوان_چهار دختر و چهار پسر_ که با هم دوست هستند، در روزهای گرم و طولانی تابستان بطورخستگی ناپذیری تلاش می کنند به هر طریقی که شده خود را سرگرم کنند، اما اینکار باعث بروز رفتارهای ناپسند و در نهایت تراژدی غمانگیزی می شود...
با زیرنویس چسبیده
استلا و جری، یک زوج بازنشسته که سالها از زندگی مشترکشان میگذرد، در طول سفرشان به آمستردام متوجه میشوند که رابطهشان به یک نقطهی بحرانی رسیده است...
با زیرنویس چسبیده
داستان یک کشاورز بهنام یوهان که تن بیجان دختری جوان را در زمیناش پیدا میکند و تصمیم میگیرد که خودش معمای قتل او را حل کند.
با زیرنویس چسبیده
در یک روستای دورافتاده در کوهستانهای ترکیه، بازگشت قبیلهای که سالها در تبعید بوده، دشمنی قدیمی بر سر زمین و قدرت را دوباره شعلهور میکند. در همین شرایط، مسعود، برادر رهبر روستا، دچار رؤیاها و باورهایی میشود که آنها را نشانههایی الهی میداند و در برابر برادرش قرار میگیرد.
با زیرنویس چسبیده
مارکوس تیمولئون، تاجر ثروتمند یونانی، جشن تولد ۲۵ سالگی دخترش را در جزیره خصوصی خود برگزار میکند. اما اتفاقات غیرمنتظرهای رخ میدهد که...
با زیرنویس چسبیده
جاز و استعمارزدایی، دو عنصر در هم تنیده تاریخی اتفاقی هستند که باعث شد طی جنگ سرد، ابی لینکلن و مکس روچ وارد جلسه امنیتی سازمان ملل متحد شوند و...
با زیرنویس چسبیده
تعطیلاتی آرام در کوهستانهای آلپ اتریش، زمانی به هرجومرج کشیده میشود که پیوند محکم میان دو زوج قدیمی بهتدریج از هم میپاشد و روابطشان دچار بحران میشود.
با دوبله فارسی
اما، زنی جوان، زندگی خود را موفق و منظم میداند؛ او شغلی مناسب، رابطهای پایدار و خانوادهای حامی دارد. اما شرایطی غیرمنتظره باعث میشود در بخش روانپزشکی یک بیمارستان بستری شود؛ جایی که در ابتدا تصور میکند حضورش صرفاً یک اشتباه است.