پس از قتل پدر کارآگاهش، لویی شایعات خون آشام را رد می کند و به دنبال قاتل می گردد. وقتی کارآگاه مرموز آرن نئونتوت و دستیار لین راینوایس وارد میشوند، زندگی لویی تغییر غیرمنتظرهای پیدا میکند.
لتیسیا آزاده که از کودکی نامزد شده است، با ازدواج اجتناب ناپذیر خود با ولیعهد کلارک مبارزه می کند. وقتی او با یک زن جدید وارد می شود، او خوشحال می شود، اما او مصمم است که او را با وجود تلاش های او برای فرار به دست آورد.
ریماروِ خروشان اسم خزندهای است که توسط ساتو میکامی 37 ساله پس از آنکه به دست یه دزد کشته شد و به دنیایی خیالی رفت تصرف شد. حال که از بند زندگی معمولی و یکنواخت پیشین خود رها شده است، ماجراجویی جدید او به عنوان یه خزنده با قابلیتهایی منحصر به فرد و در دنیایی خیالی شروع میشود.
یک برادر و خواهر که در کودکی از هم جدا شده و نمیدانند با هم خواهر و برادر هستند، برای پیوستن دوباره به هم، پس گرفتن حق موروثی خود و نجات دنیا مبارزه میکنند ...
با زیرنویس چسبیده
پدر کانا باز می گردد تا او را به دنیای اژدهایان برگرداند، در حالی که جنگی در حال شکل گیری است. کانا که میان وظیفه و دوستانش گرفتار شده، باید مسیر خود را انتخاب کند...
یک آدمکش افسانهای 39 ساله بنا به دستور رئیسش برای تحقیق درباره مدرسه دختر او، به یک دانشآموز راهنمایی تبدیل می شود و وارد مدرسه می گردد...
میو سوزوکی یه دختر شاد و پرانرژیه، ولی ته دلش همیشه سعی میکنه خودش رو با بقیه وفق بده. درست کنار دستش تو کلاس، تانی نشسته؛ پسری که اصلاً براش مهم نیست بقیه چی فکر میکنن. این دو تا با شخصیتهای کاملاً متفاوت، اول فقط چند تا گفتوگوی کوتاه دارن، اما کمکم همین تفاوتها باعث میشه به هم جذب بشن.
کویوکی هیکاوا، دانشآموز دبیرستانی گوشهگیر که از ارتباطات عاطفی دوری میکند، وقتی یکی از همکلاسیهای شادش سعی میکند به دیوارهایش نفوذ کند و او را به جمع دوستانی ناراحتکننده اما صمیمی بکشاند، زندگی منزویاش مختل میشود ...